گزیده ایی از اسکاول شین(1) با تشکر فراوان از همکاری بزرگوارانه سرکار خانم الهام اسکندری
بنام معبود یکتا
وقتی چشم امیدتان به خدا باشد هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که راست نباشد هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که پیش نیاید هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که دیرنپاید.
.بر حزر باش از هر آنچه گریخت که هما جستجو نمی خواهد راه بگشا که سر رسید از را چشم بگشا ، نشسته بر درگاه .
خداوند شبان من است محتاج به هیچ چیز نخواهم بود.
طریق خود را به خداوند بسپار و بر وی توکل کن که آنرا انجام خواهد داد.
یعنی درست سه روز پس از آنکه جان ما بر لب برسد به آرزو خود میرسیم؟ آری فریب تاریکی پیش از سحر را نخورید.
مراقب کلامت باش
خدا در مکانهایی دور از انتظار بدست افرادی دور از انتظار و در مواقعی تصور ناپذیر معجزات خود را به انجام می رساند.
آن جان لایتناهی هرگز دیر نمی کند.
صبورانه در انتظار خداوند می مانم و به او توکل می کنم.
هر رور باید برای خود اختیار کنید که دانا خواهید بود یا نادان؟ هر روز هوشیاری خود را بیازمایید تا ببینید که برای چه تدارک می بینید.آیا از تنکدستی می هراسید و به پول خود میچسبید و از این سو تنگدستی بیشتری را به سوی خود می کشانید ؟ برای خیر و خوشی غیر مترقبه خود تدارک می بینید.
انتظار ، اعتماد بر چیزهای امید داشته است و برهان چیزهای ندیده.
امروز برای خود اختیار کنید که را عبادت خواهید کرد عقل را یا هدایت الهی را ؟
راههای خدا خردمندانه اند و چارههای او حکیمانه.
خدا حربه هایی دارد که من نمی شناسم.
سلام بازی زندگی و را ه این بازی
جان لایتناهی ! راه فراوانی و دولتمندی را بر من بگشا زیرا من مغناطیسی هستم مقاومت ناپذیر در برابر همه چیزهایی که حق الهی من است.
من در پناه خدا هستم و خدا هرگز دیر نمی کند.
جان لایتناهی ! راه را برای ............... که برایم می خواهی بگشا.
من در محبت با جان کسانی که با این موضوع در ارتباطند یگانه ام.پس باشد تا سیمای الهی این وضعیت چهره بنماید.
تنها به سه منظور جرات کنید کلامتان را به کاربرید برای طلب شفا ، برکت و سعادت.
خدایا نگذار از ....... کینه ای به دل بگیرم.
اگر برای گسی برکت بطلبید توان آزار رسانیدن را از او خواهید گرفت.
به دشمنان خود محبت کنید و برای لعن کنندگان خود برکت بطلبید و به آنان که از شما نفرت دارند احسان کنید و به هر که جفا رسانید دعای خیر کنید.
محبت و رضا مندی دشمنان را نابود میکند از این رو برون از خویش نیز دشمنی نخواهی داشت.
قانون عدم مقاومت : در رو ی زمین چیزی نیست که بتواند در برابر کسی که هیچگاه مقاومت نمی کند بایستد.
اگر انسان بر آن شود که به همان کاری دست بزند که از آن می هراسد دیگر ناچار به انجام آن نخواهد بود.
آب از آن رو نیرومندترین عنصر است که کاملا غیر مقاوم است.
تن و امور انسان هر تصویری را که در ذهن نیمه هوشیار او نقش شده باشد ، نمایان می سازند.انسان بیمار بیماری را تصور کرده است و انسان فقیر تنگدستی و انسان دولتمند ثروت را .
پس چرا کودک شیرخوار که حتی به سنی نرسیده که بتواند مفهوم بیماری را دریابد مرض را به سوی خود جذب می کند؟
جواب : کودک نسبت به اندیشه های دیگران حساس و پذیراست و بیشتر اوقات ترسهای والدینش را به نمایش در می آورد.
مثال : روزی دوستی از خانمی پرسید که آیا دختر کوچکش سرخک گرفته ؟ خانم بی درنگ پاسخ داد : نه هنوز ! مفهوم ضمنی این جواب این است که زن در انتظار بیماری است.
قانون عظیم تبدیل که بر اصل عدم مقاومت مبتنی است یعنی به یمن کلام هر شکست به موفقیت بدل میشود.
هر انسانی حلقه ای است طلایی در زنجیر خیر و صلاح من .
مادامی که آدمی در برابر وضعیتی مقاومت کند آن را به سوی خود خواهد کشید اگر بکوشد از وضعیتی بگریزد همواره آن وضع را به همراه خواهد داشت و به هر کجا که برود آن وضع او را دنبال خواهد کرد.مطمئن باش که اوضاع مخالف خیر است و از آن آزرده مشو تا وزن و سنگینی خود را از دست بدهد:
هیچ یک از اینها تکانم نمی دهد.
جان لایتناهی ! نگذار چیزی از نظرم مخفی بماند یا غنیمتی را مفت ببازم.
روز خود را با این عبارت آغاز کنید :
تو امروز انجام خواهی پذیرفت زیرا روز تکمیل و کمال است و من برای روزی چنین عالی و تمام عیار خدا را شکر می کنم.امروز معجزه پس از معجزه خواهد آمد و شگفتیها لحظه ای باز نخواهد ایستاد.
آرزو دارای نیرویی است عظیم که اگر به راههای درست هدایت نشود ، آشفتگی به بار می آورد.
نخستین گام و مهمترین گام برای رسیدن به خواسته ، درست طلبیدن است.
جان لایتناهی اگر این .......... که دوستش دارم ، از آن من است خواه نا خواه نمی توانم آن را از دست بدهم اما اگر به من تعلق ندارد هم سنگ آن را به من بده.
هر خواسته ای که به زور اراده شخصی (نه اراده الهی ) به عینیت در آید همواره گزنده خواهد بود و عاقبت به خیر نخواهد شد.
اگر این ........................... خواست خدا است من نیز همان را می خواهم و در برابرش مقاومت نمی کنم اما اگر موافق مشیت الهی نیست خدا را شکر میکنم که هم اکنون از هم خواهد پاشید.
قانون کار ما : قانون عمل و عکس العمل است .آدمی تنها آنچه را که می دهد باز می ستاند. بازی زندگی بازی بوم رنگهاست.
چاره قانون کار ما : ( قانون بخشایش : جان لایتناهی من قانون عفو و بخشایش را فرا می خوانم و سپاس می گذرانم که در پرتو لطف الهی هستم نه در لوای قانون.)
اگر می خواهی ثروتمند شوی ، باید منظم باشی همه دولتمندان منظم هستند و نظم نخستین قانون کائنات است.
ذهن نیمه هوشیار که قدرت مطلق است و بی سیر و جهت بی هیچ چون و چرا دستورها را اجرا می کند.
جنگ از آن خداست ، نه انسان و تنها وظیفه انسان این است که آرام بگیرد.
من این بار......... را به دست الوهیت باطن خود می سپارم ، و خود بی خیال به سر می برم تا به وفور دارا باشم.
این بار انزجار را به الوهیت باطنم می سپارم تا خود رها شوم و دوست داشتنی و شاد هماهنگ باشم.
عبارت تاکیدی را باید بارها تکرار کرد.اغلب این کار را به کوک کردن ساز تشبیه می کنند.
عوامل موثر در بالا بردن کیفیت عبارات تاکیدی :
1- موسیقی 2- رقص 3- امور کوچک روزانه که به مثابه پرندگانی هستند که در دریا نشانه های نزدیک شدن خشکی می باشند.4- وانمود کردن مدام که به آنچه می خواسته رسیده است .
سپاس برای خدای بخشاینده موهبتها.
من تنها ضمیر الهی را........... را می بینم . همانطور که خدا تو را میبیند. کامل و آفریده به سیما و شبیه او.
نه هیچ انسانی دشمن توست و نه هیچ انسانی دوست تو، بلکه هر انسان معلم توست.پس آدمی باید غرور و تعصب را کنار بگذارد و آنچه را که هر انسانی به ناچار باید به او بیاموزاند بیاموزد تا هر چه زودتر درسهایش را فرابگیرد و آزاد و رها شود.
اگر کسی پول را حقیر بشمارد هرگز نمی تواند آن را به سوی خود جذب کند.
هر گاه با کسی مشکل دارم به اولهیتی که در درون اوست درود می فرستم و دعای خیر را بدرقه راه او می کنم.
هرگاه نگران کسی هستم : آدمی صورتی ست کامل در ذهن الهی و همواره در جای درست خود قرار دارد پس......... در جایی است که باید باشد و از حمایت الهی برخوردار است .
جان لایتناهی ! را را نشانم بده اگر باید کاری بکنم آنرا بر من آشکار کن.
جان لایتناهی ! راه را برای رزق و روزی بی درنگ من بگشا بگذار همه آنچه که حق الهی من است هم اکنون به صورت بهمن های عظیم فراوانی به من برسد.با رهنمودی مشخص هدایتم کن تا اگر باید کاری انجام بدهم بدانم چه باید بکنم.
جان لایتناهی ! راه شغل درست را بر من بگشا.
آنچه را که آدمی در دیگران نکوهش میکند در واقع به سوی خود جذب می کند.
برای مقابله با دودلی : من همواره در پرتو الهام مستقیم قرار دارم و بی درنگ تصمیم درست میگیرم.
علم اعداد و احکام نجوم و طالع بینی آدمی را همچنان در عرصه ذهنی نگاه می دارد زیرا تنها با راه و روش کارهایی در سر دارد.
برای هر پیشگویی شده : هر پیشگویی کاذب ناپدید می گردد هر مشیتی که خداوند در آسمان مقدر نکرده باشد از هم می پاشد و به فنا می انجامد و آرمان الهی هم اکنون انجام خواهد پذیرفت.
قانون انتظار : چشم به را اتفاقات خوش و مثبت باشید که دیر یا زود عینیت خواهد یافت.
قانون مصرف : تجمع یک چیز در خانه و به جریان نینداختن آن موجب بیماری می گردد.
در ذهن الهی از دست دادن وجود ندارد پس نمی توان چیزی را که از آن ماست از دست بدهیم و هر چیزی که گم بشود خود یا همسنگ آن را باز خواهیم ستاند.
در مورد چیزی که ظاهراً از دست داده ایم : من از دست دادن را نفی میکنم . چون در ذهن الهی خسارت وجود ندارد پس محال است که من ........ را که حق من است از دست بدهم اگر دری بسته شود خدا در دیگری میگشاید.
تنها راهزنی که دارو ندار آدمی را می رباید اندیشه های منفی خوداوست.
در مورد یک آزمون یا امتحان : من با خرد الهی یگانه ام پس هر چه را که باید درباره این موضوع بدانم می دانم.
هرگاه انسان بیش از اندازه از خود مطمئن باشد اغلب با مانعی بازدارنده برخورد می کند که معنایش این است که به جای توکل به الوهیت درون به شخصیت خود اتکا کرده است.
در ذهن الهی تنها تکمیل است و کمال پس خواسته من به انجام رسیده است .
از بین چند راه یا استعداد کدام مناسب است : جان لایتناهی ! رهنمودی مشخص به من بده بیان کامل نفس مرا بر من آشکارکن نشانم بده که در این لحظه از کدام استعدا باید استفاده کنم.
من برای طرح الهی زندگی ام کاملاً مجهزم.
جان لایتناهی ! راه را برای خانه درست ، دوست درست ، یا شغل درست بر من بگشا ، شکر بجای می آورم که خواسته ام هم اکنون در پناه لطف الهی و به گونه ای عالی عینیت می یابد.
دو گرایش ذهنی سبب از دست دادن میشود: 1- ناسپاسی 2- ترس از از دست دادن
ذهن الهی بی زمان است و بی مکان از این رو کلام بی درنگ به مقصد می رسد و بی ثمر باز نخواهد گشت.
قواعد ساده بازی زندگی :
1- ایمان بی باکانه 2- عدم مقاومت 3- محبت
برای توانگری : خدا روزی رسان شکست ناپذیر من است و هم اکنون مبالغ هنگفت پول در پناه لطف الهی و به شیوه های عالی به من می رسد.
برای اوضاع و شرایط درست : هر طرحی که خداوند درنیفکنده باشد از هم می پاشد و هم اکنون آرمان الهی چهره می نمایاند.
تنها آنچه برای خدا حقیقت دارد برای من حقیقت دارد زیرا من و خداوند یکی هستیم.
هم اکنون عشق الهی هر گونه اوضاع و شرایط نادرست را در ذهن و تن و امورم نیست و نابود می کند عشق الهی قدرتمندترین عنصر عالم است و هر چه را که همجنس خود نباشد از میان برمی دارد.
برای ایمان : چون با خدا یگانه ام پس با ضمیر و مصلحت خود نیز یگانه ام.چون خدا هم بخشنده است و همچنین موهب ، پس بخشاینده را نمی توانم از موهب جدا کنم.
برای سلامت : عشق الهی ، هوشیاری مرا از سلامت ، و هر یاخته مرا از نور سرشار می کند.
برای بینایی : دیدگانم دیدگان خداست من با دیده جان می بینم.من راه گشوده را به چشم می بینم.هیچ مانعی بر سر راهم نیست.من طرح کامل را به روشنی می بینم.
برای هدایت : برای دریافت رهنمودهای شهودی خویش از حساسیتی الهی بهره مندم و بی درنگ از اراده تو اطاعت می کنم.
برای کار درست :
من کاری دارم عالی
به شیوه ای عالی
با خدمتی عالی
برای پاداشی عالی
برای شنوایی : گوشم گوش خداست من با گوش جان میشنوم من مقاومت نمی کنم و مشتاق هدایتم من بشارتهای خوش شادمانی عظیم را میشنوم.
برای رهایی از هر گونه قید و محدودیت : من این بار را به دست خدا می سپارم و خود را آزاد می کنم.
من از جاذبه الهی برخوردارم و همگان بی نهایت دوستم دارند.عشق الهی مرا احاطه کرده و حمایتم می کند.من زیبا هستم همه مرا دوست دارند.
کلام تو عصای معجزه گر توست.
خدا روزی رسان است و هر روز روز خداست.
اکنون همه چیز برای مشیت الهی را می گشاید، و حق من در پر تو فیض و به گونه ای معجزه آسا به من می رسد.
اینک گذشته ها و هر چه را که فرسوده و کهنه است کنار می گذارم.
باشد که نظم الهی در ذهن و تن و امورم بر قرار گردد.
اینک همه چیز را نو میسازم.
خیر و صلاح به ظاهر محالم ، هم اکنون تحقق می یابد.و آنچه غیر منتظره است رخ می دهد.
نغمه کامیابی ، از شمال و جنوب و خاور و باختر هم اکنون حق مرا به سوی من خواهد وزاند.
خیر و خوشی بیکرانم از چها جهت به سویم می آید.
الوهیت باطنم بیدار شده است تا تقدیرم را هم اکنون به انجام برسانم.
اکنون هزاران هزار راه به سویم می آید.
سنجهایم را بر هم میکوبم و در وجه و طربم. زیرا خدا پیشاپیش من گام بر می دارد و راهم را هموار و آسان می کند تا کامیاب شوم.
برای کامیابی خویش که چون گردبادی پیرامونم می چرخد سپاس می گذارم.اگر مانعی بر سر راهم قرار گیرد ، بی درنگ آن را می روبم زیرا با جان جانان همراهم و مشیت الهی حیاتم را در پیش میگیرد
اکنون که خون جوشان معنویت در من در فوران است ، با هر وضعیت ، نه برابر ، که برترم.
آگاه از خیر و صلاح خویش مجالهای بی پایان را درومی کنم.
هم آهنگ و موزونم و چون مغناطیسی مقاومت ناپذیر ، هم اکنون هر چه را که حق من است به سوی خودمی کشانم.زیرا قدرتم از جانب خدا می آید.
اینک نظم الهی در ذهن و تن و امورم بر قرار میشود.
به روشنی می بینم و به چابکی رفتار میکنم و به طرزی معجزه آسا به بزرگترین آرزوهایم می رسم.
در ساحت معنویت ، رقابت معنا ندارد.آنچه حق من باشد در پرتو عنایت به من عطا میشود.
اینک دروازه تقدیر در برابرم گشوده شد که چون گشوده شود احدی آن را نخواهد بست زیرا میخکوبش کرده ام.
گذشته را به درونم می افکنم و در اکنون شگفت انگیز زندگی میکنم. آنجا که هر روز شادمانی های شگفت انگیز و دور از انتظار را در بر دارد.
در ذهن الهی فرصت گم شده وجود ندارداگر دری بسته شود دری دیگر می گشاید.
کاری دارم سحر آمیز ، به شیوه ای سحر آمیز ، باخدمتی سحر آمیز ، برای پاداشی سحر آمیز.
اکنون نبوغ درونم عیان شده است تا تقدیری را به انجام برسانم.
با موانع طرح دوستی می ریزم تا هر مانعی پله ای شود برای بالا رفتنم هر چه در این عالم وجود دارد - مرئی و نامرئی- در کار است تا به حق خود برسم.
از نیکو کاری خسته نخواهم شد ، چون زمانی که کمتر از هر موقع دیگر انتظار دارم ، حاصل آن را درو خواهم کرد.
در راه شاهوار کامیابی و شادمانی و فراوانی گام بر می دارم و راهم گشوده است و تابناک.
خدا پیشاپیش من گام برمی دارد و پیکارم را به پیروزی می رساند اندیشه های خصمانه تارو مار میشوند و به نام خدا توفیق می یابم.
در ذهن الهی مانع وجود ندارد پس چیزی نمی تواند مانع شود که به خیرو خوشی ام برسم.
اینک تمام موانع از سر راهم بر میخیزند. و دروازه ها می گشایند و به یمن فیض ، به قصر توفیق وارد میشوم.
اینک هم نواختی و هماهنگی و توازون در ذهن و تن و امورم بر قرار شده است.
اراده انسان نا توان تر از آن است که بتواند در اراده خدا دخالت کند.اکنون اراده خدا در ذهن و تن و امورم انجام گرفته است.
اکنون با اقتدار واراده ای مقاومت ناپذیر آنچه را که حق الهی من است ، از جوهر جان به سوی خود می کشانم.
اکنون مشیت الهی زندگی ام در تجربه های عینی و ملموس شکل میگیرد تا مرا به کام دلم برساند.
من در برابر این وضعیت مقاومت نمی کنم آن را به دست عشق و خرد لایتناهی می سپارم بادا آنچه خدا می خواهد همان بشود.
اکنون خیرو صلاحم به صورت جریانی پیوسته و ناگسسته کامیابی و شادمانی و فراوانی به سویم سرازیر می شود.
از چه باید ترسید ؟ قدرتی نیست که توان آزارش باشد بر شیری که سر راهم قرار گرفته می تازم و فرشته ای را در آنجا میبینم و پیروزی را .
من همانقدر به خدا محتاجم که او به من مشتاق . زیرا من ابزاری هستم دردست او تا مشیت خود را از طریق من به انجام برساند.
من با دیدن محدودیت در خودم ، خدارا محدود نمی کنم.چون با خدا همراهم همه چیز ممکن و میسر است.
خدا نمی تواند شکست بخورد. پس من هم نمی توانم شکست بخورم. مبارز درونم پیشاپیش به ظفر رسیده است.
اکنون از فراوانی آسمانها ، وفور نعمت بی درنگ و بی کرانم را به سوی خود میکشانم.همه رهها گشوده اند و چاره ها بسیار،همه درها باز میشوند.
اکنون معدن طلای درونم را آشکار می کنم من به جریان بی پایان طلای توانگری متصلم کهبه یمن لطف الهی و به شیوه های عالی به سویم جاری میشود.
نیکی و رحمت در تمام روزهای عمرم ، از پس من خواهند آمد و تا ابد در مآوای توانگری ساکن خواهم بود.
خدای من ، خدای وفورو برکت است و اکنون هر ناز ونعمت را که آرزومند و نیاز مند باشم و بیش ازآن را نیز به من عطا می کند.
هر آنچه حق الهی من باشد هم اکنون به صورت بهمن های فراوانی ، به من نیز فیض و از راههای عالی به من می رسد.
همه راهها گشوده اند و همه درها باز شده اند تاآن خیرو برکت بی درنگ و بی پایانی که خدا برایم می خواهد نزدم بیاید.
سپاس می گذارم که آن میلیون ها میلیونی که حق الهی من است هم اکنون به وسعت دریاها و به لطف الهی و از راههای عالی در برابرم جمع میشود.
درهایی دور از انتظار گشوده میشوند و چاره هایی ناگهان نمایان می گردند. تا بهمن های بیکران فراوانی در پر تو الهی و از راههای عالی بر سرم بریزد.
من با الهام مستقیم و خردمندانه و بی باکانه خرج می کنم و می دانم که برکت و نعمتم بی پایان است و بی درنگ .
احساس ایمنی و شادمانی ، حاصل ایمان کامل به خداست یعنی آن هنگام که انسان یقین دارد قدرتی شکست ناپذیر از او و آنچه که دوست می دارد حمایت می کند و همه خواسته های درست دلس را بر می آورد، می تواند رها از هر گونه فشار عصبی احساس رضایت و شادمانی کند.آنگاه از ظاهر مخالف امور آزرده نمی شود چون یقین دارد که خود لایتناهی از منافع و مسائل او حمایت می کند.و از هر وضعیتی بهره می جوید تا خیرو صلاحش را پیش آورد.
اکنون نیکویی بی پایانم از راههایی بی انتها به من می رسد.
شادمانی شگفت انگیزم از راهی شگفت انگیز آمده است تا برای همیشه نزدم بماند.
من هماهنگ و شادمان و تابناکم و به استبداد ترس تعلق خاطری ندارم.
شادمانی ام بر صخره ای استوار بنا شده است و از اکنون تا ابدالاباد به من تعلق دارد.
خیرو صلاحم هم اکنون به صورت جریانی از شادمانی پیوسته و ناگسسته و افزاینده به سویم جاری میشود.
شادمانی ام کار خداست پس هیچکس نمی تواند در آن دخالت کند.
چون با خدا همراهم با خواسته دل خود نیز همراه میشوم.
برای شادمانی و تندرستی و توانگری و عشق پایدار سپاس میگویم.
من موزون و هماهنگ و شادمانم و دارای جاذبه الهی.
مشیت خدا برای من در منتهای کمال است و پایدار.
چون با آن یگانه جدایی ناپذیر همراهم ، پس با عشق و خوشبختی جدایی ناپذیر خود نیز همراهم.
نور خدا در درونم می تابد و هر چه ترس و تردید و خشم و نفرت را می زداید.تجلی عشق خدا در من از من مغناطیسی مقاومت ناپذیر می سازد.
من فقط کمال را می بینم و به جز حق الهی خویش هیچ نمی خواهم.
همه را دوست می دارم و همه دوستم می دارند.او که به ظاهر دشمن من است از در دوستی می آید: بسان زنجیری طلایی در حلقه خیرو صلاح من است.
من با خودم و همه دنیا در آشتی و آرامشم به همگان عشق می ورزم و همگان به من عشق می ورزند.
هم اکنون دروازه های شادمانی به رویم گشوده می شوند.
ازدواج : سپاس می گذارم که عقدی که در آسمانها بسته شده است هم اکنون بر زمین پدیدار خواهد شد این جفت یکی خواهدشد از الان تا ابدالاباد.
همه را می بخشایم و همه مرا می بخشایند همه دروازه ها به ناگاه گشوده می شوند تا خیر و صلاحم به سویم آید.
من قانون بخشایش را فرا می خوانم. من از خطاها و عواقب آنها آزادم . من در حمایت رحمتم.
هر چند خطاهایم به سرخی آتش باشند از برف سفیدتر خواهم شد.
آنچه که در ملکوت مقدر نشده باشد در هیچ کجا رخ نخواهد داد.
آرزوی خود را با کسی در میان نگذارید تخلف از قانون است
خدا از ظاهرمخالف امور و از هر انسان و هر وضعیتی به خیر و صلاح من بهره می برد تا کام دلم را برآورد. ممانعتها دوستانه اند و موانع در حکم تخته پرش. من هم اکنون به سوی خیر و صلاح می جهم و آن را در آغوش میکشم.
چون با آن یگانه جدایی ناپذیر همراهم پس با خیر و خوشی جدایی ناپذیر خویش نیز همراهم.
همچنانکه عقربه قطب نما به شمال وفادار است حق الهی نیز به من وفادار است به راستی که من شمالم.
من با رشته ای مغناطیسی که نا مرئی اما ناگسستنی است به حق الهی خود پیوسته ام.
ایمانم بر صخر های استوار بنا شده است، و مارد دلم هم اکنون به یمن فیض و طرزی معجزه آسا تحقق خواهد یافت.
خداست خزانه کل شکست ناپذیر و بی درنگ خیر و خوشی من.
خدا با من است چون هیچ چیز نمی تواند مرا نیز شکست دهد.
اکنون به نام خدا هر چه هراس در من نابود میشود.زیرا می دانم قدرتی نیست که بتواند آزار رساند.چون فقط یک قدرت هست و آن هم خداست.
من اکنون برای تحقق مراد دلم تدارک می بینم تا به خدا نشان دهم که ایمان دارم او به وعده خود وفا خواهد کرد.
خدا را شکر می کنم که هم اکنون آرزوهای بر حق دلم برآورده میشوند.کوهها از جای برمیخیزند.تپه ها هموار میشوند و هر بنای خمیده ای راست میگردد.من در ملکوت توفیق هستم.
وعده های خدا بر صخره ای استوار بنا شده است.چون طلبیده ام باید بستانم.
من با گفتار و پندار و کردار خود به آن یگانه قدوس اهانت نمی کنم و یقین دارم که با خدا همه چیز آسان و ممکن است و زمان آن الان .
من اکنون کنار می ایستم و کار خدا را می نگرم ، مسحور این افسون که او ، چه تند و چه آسان ، مرادهای دلم را به من می دهد.
او که حافظ مراد دل من است نخواهد خوابید.
هم اکنون به نام خدا دروازه های به ظاهر ناگشودنی گشوده میشوند و راهها و چاره هایی به ظاهر نا ممکن پدیدار میگردند.
خیر و صلاحم آرمانی است کامل و پایدار در ذهن الهی که باید متجلی گردد.زیرا هیچ چیز نمی تواند آن را از تجلی باز دارد.
من همه بارها را به دست خدا میسپارم تا خود فارغ و رها باشم.
در مورد وسیله گم شده : در ذهن الهی از دست دادن وجود ندارد.پس من نمی توانم آن ........... را از دست بدهم. و همان را و هم سنگ آنرا بدست خواهم آورد.
انسان چیزی را از دست می دهد که یا حق الهی او نباشد و یا آنقدر که باید و شاید عالی نباشد.
خرد لایتناهی هرگز دیر نمی کند و راه باز گرداندن را می داند.
در ذهن الهی از دست دادن وجود ندارد.پس محال است چیزی را که حق من است از دست بدهم.آنچه از دست داده ام به من بازگردانده خواهد شد یا معادل آن و همسنگ آن را باز خواهم ستاند.
مردی به شما مقروض است و مدتها دین خود را ادا نکرده: من هر چه دین را نفی می کنم در ذهن الهی دین وجود ندارد.هیچکس به من مدیون نیست.همه دیون پرداخت شده اند و من آن مرد را مورد محبت و بخشایش قرار می دهم و برایش برکت می طلبم.
اگر خود به کسی بدهی دارید:
در ذهن الهی دین وجود ندارد پس به هیچکس مدیون نیستم و همه دیونم پرداخت شده اند.همه تعهداتم به لطف الهی و به شیوه ای عالی تصفیه شده اند.