سلام آقای دکتر با این که با برخی از عقاید شما مخالفم اما همواره دعاگوتون
هستم که اینقدر وقت میزارید و با خوشرویی برای خدمت به مردم تلاش میکنید
خداوند انشالله اجرتون بده.
راستش من یک دختر 26 ساله هستم که از یک مشکل نادر رنج میبرم اون هم یک مشکل روانی !
اینطوری
شروع میکنم الان نزدیک دوساله عادت کردم که پوست نازک قسمت بیرونی گوشم را
با دست یا موچین محکم میکنم و از این کار لذت روانی میبرم و بیشتر وقت ها
هم دچار خونریزی میشه اما در حین خونریزی هم باز خوشم میاد پوستشو میکنم
خیلی از این اینکارم ناراحتم چون هم احساس گناه میکنم هم اینکه تا میام
کتابم رو باز کنم برای کنکور درس بخونم به شدت احساس نیاز به اینکار پیدا
میکنم و در کتاب رو میبندم و مشغول میشم اصلا نمیزاره زندگی کنم هرچقدر
تلاش کردم ترکش کنم اما نمیتونم چند بار با پماد روش مالیدم موقتا دستم
طرفش نرفت اما تا پماد خشک شد بازم شروع کردم چند بار چسب زدم اما تا چسب
کنده شد باز هم شروع کردم حتی بهش هم فکر نکردم باز موقتا خوب شد اما
همینکه فکرش اومد همچنان ادامه پیدا کرد .بیشتر موقع درس خوندن سراغم میاد و
بعد از ظهرها .صبح ها اصلا دستم طرف گوشم نمیره واقعا موندم چیکار کنم
چطور این عادت زشت توام با لذت رو ترک کنم!
الان هم به محض اینکه تایپم تموم شد یک لایه پوست خونی از گوشم کندم ..
درود بر شما و بسیار ممنونم از توجه و لطفتون.
شرح حال کافی نیست. کاش درباره آغازش و همچنین مشخصات بدنیتون رو می گفتید تا مزاجتون رو حدس بزنم. اما با همین اطلاعاتی که دادید، نکاتی را مطرح می کنم، امیدوام مفید باشند.
حدس می زنم سوداوی باشید، مساله ای که مطرح کردید بیشتر به غلبه سودا می خورد. در اینترنت لیست غذاهای سرد و خشک و کلا عوامل تشدید سودا، که مجموعه ای از غذاها و حالات روانی و کارهای مختلف روزمره هستند، را جستجو کنید. و از آنها تا حد امکان پرهیز کنید. و به جای آن از خوراکیهای گرم و تر و عوامل ایجاد و تشدید "دم" استفاده کنید. روی گوشتون از روغن بادام تلخ و یا روغن سیاهدانه بمالید.
روزانه یک قاشق چایخوری اسفند بخورید. تاکید می کنم اسفند را نجوید. با یک لیوان آب یا ترجیحا سرکنگبین، قورت بدهید.
خیلی خیلی خیلی مهم: بیماری های با غلبه ی سودا، درمانشان اندکی زمانبر است. پس صبور باشید. و منتظر نباشید با یکی دو بار استفاده از این نسخ، بهبودی حاصل شود.
و اما درمان به روش نغز درمانی: تصور کنید من کارگردان هستم.و شما بازیگر. برای یک فیلم از شما درخواست همکاری کرده ام.خب؟ یک پروژه حداقل یک ماهه. شما نقش خانمی را دارید که کاملا رفتار نرمالی دارد و به هیچ وجه کاری با گوشش و پوست نرم آن ندارد. نقش آن را بازی کنید. مت.جه منظورم شدید؟ وقتی شما دارید نقش بازی می کنید، کسی متوجه نمی شود که این رفتار خود شماست یا بازیه شماست. بعد از مدتی، یادتان می رود نقش دارید بازی می کنید یا رفتار خودتان است. امیدوارم بد توضیح نداده باشم.
و اما شناخت رفتار درمانی: بیاید باور کنیم که ما مسوول تمام افکار و احساست و رفتارمون هستیم. خب؟ و بیاید باور کنیم ما می توانیم هر زمان که بخواهیم، نوع افکار و احساس و رفتارمون رو عوض کنیم. باور کنیم. خب؟ پس حالا تصمیم بگیرید که رفتاری که صحیح هست (در اینجا، آسیب نزدن به بدن و گوشتون) رو انجام بدید.
و سبک دیگه اینکه: بیاید از رفتارهای تنبیهی و یا تشویقی استفاده کنید.مثلا بگید اگر امروز این کار و با گوشم نکردم، فلان چیز پاداشمه و بالعکس، اگر انجامش دادم، این کار و جهت تنبیه انجام می دم، مثلا ده هزار تومن از پولم رو به یک فقیر می دم یا دوستهام و دعوت می کنم و براشون شام می گیرم و خودم هم نمی خورم و...
در آخر اگر تهران هستید، جناب آقای دکتر محمدرضا سرگلزایی رو پیدا کنید. اون حتما درمانتون می کنه.
شاد و سلامت و پیروز باشید.