خلاصه کتاب انواع مردان2
نسل پسران:
آپولو و هرمس پسران مورد علاقه ی زئوس بودند (این دو نیز مانند زئوس از احساسات و عواطف فاصله دارند، در قلمرو ذهن زندگی می کنند و به کلمات، مذاکره، دنیای تجارت و حل و فصل مشاجرات علاقه دارند. هر دوی آنها از هرگونه درگیری فیزیکی دور باقی ماندند و هیچ کدام از آنها ازدواج نکردند) و آرس و هفایستوس توسط زئوس طرد شده بودند (از ذهن و کلام خود استفاده نکردند. هر دوی آنها خود را با فعالیت های فیزیکی نشان داده اند و منبع انگیزه بخش برای انها احساسات و عواطف بوده است. آرس با خشم و وفاداری می جنگد. هفایستوس احساساتش را صرف چیزهایی که می سازد، می کند. از کمی اعتماد به نفس رنج می برند. هر دوی اینها پسران هرا هستند، مادری تحقیر شده، خشمگین و ناتوان. با موفق بودن در دنیای پدر سالار مشکل دارند). وضع دیونوسوس هم به همین شکل بود (تنها کهن الگوی مردی است که ترجیح می دهد با زن ها باشد و زن ها در اسطوره شناسی او نقش دارند. معمولا نادیده گرفته می شود). دیدگاه "قبول یا طرد" بخش هایی از وجودمان، توسط فرهنگ و جامعه ای که در آن زندگی می کنیم، شکل می گیرد.
آپولو: فرمانروای خورشید، کمانگیر، قانون گذار و پسر محبوب. تمام زیبایی ها، زیبایی هنری، موسیقی، شعر، جوانی، عقل و تعادل، همگی در آپولو جمع شده است. به تمامی این ها نظم و قانون را هم اضافه کنید. آپولو هر چیز را که بیش از اندازه نزدیک است، رد می کند، گرفتار شدن در هر چیزی، نگاه های ذوب کننده، درهم فرو رفتن، بی خودی عرفانی و لذت آن.
نوع دیدگاه هایش او را در دنیای پدر سالارانه به موفقیت می رساند. او در قلمرو آسمان، ذهن و اراده، راحت است.
بعد از زئوس مهمترین فرمانرواست. او فرمانروای خورشید و هنر (به ویژه موسیقی) است. او به پیشگویی می پردازد و در تیراندازی و کمان گیری مهارت دارد. او قانون گذار و مجازات کننده ی بدکاران است، اثرگذاری داروها از اوست. مجازات های آپولو می تواند وحشیانه و کینه توزانه باشد. برادر دو قلوی آرتمیس (فرمانروای شکار و ماه) است (کمان و تیرهای آپولو از جنس طلا بودند و خود او هم فرمانروای خورشید طلایی رنگ بود. کمان آرتمیس نقره ای و به رنگ ماه بود). آپولو روز هفتم ماه زیر درخت نخلی به دنیا آمد. عدد هفت به همین دلیل برای او مهم است. آپولو در معبد دلفی بود. دلفی به معنای زهدان است و گفته می شود معبد دلفی زهدان یا ناف زمین و به عبارتی دیگر مرکز جهان بوده است. در اندرونی این معبد آرامگاه دیونوسوس قرار داشت.
شعارهای مورد علاقه ی او "خودت را بشناس" و "زیاده روی نکن" است. آپولو شخصیتی را نمایش می دهد که خواهان توضیحاتی روشن است، دوست دارد در مهارت های مختلف به استادی برسد، نظم و هماهنگی برایش ارزش دارد و ترجیح می دهد به سطح توجه کند تا عمق. بیشتر دوست دارد فکر کند تا این که احساس خود را به کار بیندازد، از راه دور نظاره گر باشد تا نزدیک و ارزیابی هایی عینی داشته باشد تا درک شهودی. مهارت در کمانگیری به اراده، تمرین و استعداد نیاز دارد. ذهن آپولویی با منطق و سادگی با دنیای عینی ارتباط برقرار می کند. منطق علت و معلول همان برنامه ریزی ای است که از ابتدا در ذهن او جای گرفته است. کودکی که می داند چه می خواهد و برای رسیدن به چیزی که می خواهد تلاش می کند، از طبیعتی آپولویی پیروی می کند. هدف گیری مهارتی است که به درکی روشن از آینده نیاز دارد. او می داند که می خواهد کجا برود، چه کاری بکند و چه چیزی را به دست بیاورد. او اهل رویابافی نیست. هدف های او همگی واقعی هستند و باید برای رسیدن به آنها تلاش کند. احتمالا در دبیرستان و دانشگاه کهن الگوی آپولو به شکلی برجسته خودنمایی می کند. در مردان جوانی که به دنبال موفقیت هستند و هنوز به دلیل از دست دادن فرصت ها آسیب ندیده اند، این کهن الگو به شکلی روشن وجود دارد. مردان خوش چهره که سر و وضع مناسب و جذابی دارند، نمره هایی خوب می گیرند، در هنر سررشته دارند، در ورزش پیشرو هستند و احتمالا در هر کاری که می کنند جزو نفرات اول هستند، مردانی هستند که کهن الگوی آپولو در وجود آنها بیدار و فعال است. معمولا از دردهای دیگران فاصله می گیرند و همین نکته باعث می شود از احساسات خود نیز دور باقی بمانند. موسیقی آپولو شفاف و خالص بود. این درست برخلاف موسیقی دیونوسوسی است که در آن شادی و هیجان به گوش می رسد. موسیقی آپولویی به نت های شفاف و خلوص اهمیت می دهد. این در واقع نوعی ریاضی عالی است که به شکل موسیقی، هماهنگی را به همراه می آورد مانند موسیقی کلاسیک باخ. کهن الگوی نگهدارنده ی قانون و موسیقی دان هر دو نشان دهنده ی غریزه ی دوستدار نظم در آپولوست. آپولو با دیدن بی نظمی و ناهماهنگی یا رفتارهای هیجانی و احساسی ناراحت می شود. ایده آل گراهایی که به دنبال ایجاد نظم و آرامش و حکومت قانون در اجتماع هستند تا عدالت و انصاف را حکم فرما کنند، بدون شک از کهن الگوی آپولوی وجود خود پیروی می کنند. اعضای هیئت منصفه یدادگاه ها و افسران نیروهای ایجاد نظم نیز درست مانند موسیقیدان ها، این غریزه ی آپولویی را در وجودشان دنبال می کنند. در آینده زندگی می کند. قادر است مشکلات روابط و زندگی خود را به عنوان درس هایی معنوی ببیند. توانایی دیدن تجربه ها به صورت منطقی یا تجربه هایی معنوی و فاصله گرفتن با واکنش های احساسی و هیجانی به صورت بخشی از کهن الگوی آپولو درآمده است. آپولو باعث می شود مردها بتوانند در فعالیتهای تیمی شرکت کنند. او می تواند نقش جانشین و نفر دوم را به خوبی ایفا کند. می تواند به راحتی با زنان با استعداد کار کند یا با آنها رقابت کند. او از احساسات و هیجانها به دور است. فردی محتاط ایت و دوست ندارد دیگران او را در جایگاه رئیس ببینند. هرگز مثل قهرمان ها عمل نمی کند. به خصوص هرگز مانند دیگر افراد همزمان خود وارد جنگ های دو نفره در نبرد تروی نمی شود. آپولو به احتیاط ارزش می دهد، از خطر دوری می کند، درگیر احساسات نمی شود و ترجیح می دهد فقط تماشاگر باقی بماند.
پرورش آپولو: در فرهنگ پدر سالار ویژگی های آپولویی از کودکی در پسران پرورش داده می شود. از دوران پیش از کودکستان از کودکان خواسته می شود که فکر کنند و پاسخ هایی منطقی بدهند. علت و معلول دائما در کتاب های درسی و در زندگی تکرار می شود. نمرات خوب امروز یعنی داشتن شغلی خوب در فردا. برای پرورش ویژگی های آپولویی ممکن است فرد نیاز به کمک داشته باشد تا یاد بگیرد چگونه زمان، پول و وظایف خود را مدیریت کند. در قلمرو آپولو، تحصیلات و تمرین به موفقیت منجر می شود.
مرد آپولو: مردی که کهن الگوی آپولو در او بیدار شده، به راحتی در این جهان زندگی می کند. او ویژگی هایی دارد که به سادگی تایید و توجه دیگران را جلب می کند و باعث موففیتش می شود. با وجود این در زندگی درونی و روابط، ممکن است مشکلات و نقص هایی داشته باشد.
سال های کودکی: به شادی میل دارد. فردی است برون گرا و کنجکاو که از دنیای اطراف لذت می برد. او علاقه مند است بداند دیگران که هستند و هر چیزی چگونه ساخته شده است. او دوست دارد نام هر چیزی را بداند، خیلی اهل رویابافی نیست، دوستان خیالی ندارد و از موجودات خیالی نمی ترسد. او در کودکستان یکی از کودکانی است که در بده بستان های گروهی شرکت دارد. معمولا دیگران دوست دارند او بهترین دوست شان باشد، اما دوست صمیمی و نزدیکی ندارد. در ورزش های گروهی یا بهترین است یا یکی از بهترین هاست. به نظر می رسد که ساعتی درونی دارد و می داند چه کاری برای امروز و چه کاری برای فردا مناسب است. همیشه رک و روراست است.
پدر و مادر:مادران پسران آپولویی از به دنیا آوردن چنین پسری خوشحال و راضی اند، چون بعدها دستاوردهای او را به خود نسبت می دهند و به این دستاوردها افتخار می کنند. پسر آپولویی به خاطر شباهت زیاد و یکی بودن با پدر مورد تایید اوست. او آینه ی تمام نمای پدر و مادر و ارزش های مورد علاقه ی آنهاست. در سایه ی توجهات پدر و مادر خود زندگی و رشد می کند. این ها ویژگی های سنتی پسر آپولویی است، به ویژه اگر او اولین فرزند خانواده در فرهنگ های پدر سالارانه باشد. ممکن است برای پیروز شدن فشار زیادی را تحمل کند. نیاز به برنده شدن برای رسیدن به محبت پدر و مادر باعث می شود اضطراب و تنش نیز به مشکلات او افزوده شود.
بلوغ و نوجوانی: اگر تنش و اضطراب توان او را نکاهد، به خوبی می تواند به هدف هایی که برای خود تعیین کرده برسد. نمرات خوب، جایزه های مختلف و بورس تحصیلی همگی چیزهایی است که آپولوی نوجوان به آن می رسد. وظایف نیمه اول زندگی که عبارت اند از موفقیت در دنیای کار با خواست آپولو برای نفر اول بودن مطابقت دارد و معمولا نیمه ی اول زندگی برای مردان آپولویی روان و راحت است. بلوغ برای پسر آپولویی زمان عصیان و نافرمانی نیست و دیگران چنین نشانه هایی را در پسران آپولویی نمی بینند.
دنیای کار: در دنیای کار کاملا پیشرو و موفق است. او به راحتی در کار خود به شکلی عالی عمل می کند، چون توانایی دارد هر زمان روی یک کار تمرکز کند تا آن را به بهترین شکل به اتمام برساند. به دلیل این که او فردی واقع گراست، هدف های واقعی دارد و می تواند مطابق برنامه ریزی هایش گام به گام به سوی این هدف ها حرکت کند. پزشکی و حقوق. آنها توانایی دارند روابطی دوستانه و همزمان پر از رقابت با همکاران شان ایجاد کنند. زنانی با شخصیت آتنا و آرتمیس می توانند مانند مردان آپولویی هدف گراهای خوبی باشند. معمولا در دنیای کار نمی توانند نفر اول باشند، چون مانند زئوسی ها توانایی جمع کردن همه ی موارد زیر با هم را ندارند: قدرت، پول، اراده و بی رحمی زئوسی ها.
روابط زنان: معمولا جذب زن های مستقل، بالیاقت و جذاب می شوند. معمولا روابط آنها با هم چاشنی رقابتی نیز دارد. مرد آپولویی در ذهن خود زندگی می کند و چندان درگیر عشق و عواطف نمی شود. ممکن است زن ها به سادگی او را برادر خود بدانند. خواهر رقیب آپولو باید مراقب یک بخش از شخصیت آپولو باشد. کینه و انتقام جویی ویژگی هایی است که می تواند در آپولو نهان باشد.
روابط با مردان: معمولا خیلی راحت با مردان دیگر ارتباط برقرار می کنند. به دنبال ارتباط با مردان مسنی هستند که در جایگاه اقتدار قرار دارند و معمولا استاد یا مربی ای در این جایگاه دارند. آنها با بده بستان های مرسوم در روابط راحت اند، استعداد مذاکره دارند و به قول های خود وفا دارند. دوست دارند مورد متوجه دیگران باشند. تنهایی را نمی پسندند و معمولا به اندازه ی کافی برای دیگران جا دارند.
روابط نزدیک: خیلی اهل عشق نیست. تا زمانی که زنی عاشق او نشود، به سادگی وارد روابط طولانی و نزدیک نمی شود.
ازدواج: مرد آپولویی برای ازدواج مناسب است. ازدواج برای آنها مثل وارد شدن به دانشگاه و شروع کاری جدید است. عشق و علاقه، هنگام ازدواج مواردی نیست که آنها براساس آن تصمیم گیری کنند. آنها به دنبال این هستند که جفتی مناسب و هماهنگ با خود پیدا کنند. معمولا در متن ازدواج و طول زندگی حضور دارند، به ویژه اگر همسر آنها زنی منطقی مانند آتنا باشد. در این صورت هر دوی آنها در این ازدواج راحت هستند و هر یک برنامه و هدف های دیگری را درک می کند. اگر مرد آپولویی با زنی احساساتی ازدواج کند که محبت و احساس برای او مهم تر از امنیت در رابطه باشد، در این صورت ازدواج آنها ازدواجی مناسب نخواهد بود. زن آفرودیتی لطیف و در لحظه است و خیلی زیاد به هدف های بلندمدت اهمیت نمی دهد. مرد آپولویی در ازدواجی که احساس و هیجان زیاد وجود ندارد، موفق است.
فرزندان: مردان آپولویی معمولا یا پدران خوبی هستند یا پدرانی بی تفاوت اند. فاصله با فرزندان، بزرگ ترین مشکل آنهاست. آنها هرگز فرزندان خود را نوازش می کنند.
میان سالی: سال های میانی زندگی مردان آپولویی با بحران همراه است. آنها از نظر احساسی با خانواده ی خود فاصله دارند. معمولا در این دوره افسردگی به سراغ آنها می آید. مرد آپولویی ممکن است در این دوره احساس کند که به عنوان یک پدر، شکست خورده است.
سال های پایانی: مرد آپولویی با دوراندیشی خود نگاهی اقتصادی به بازنشستگی دارد.
مشکلات روان شناختی: با احساسات شان بیگانه اند و از آنها فاصله دارند. آنها هم چنین در ارتباط برقرار کردن مشکل دارند و نمی توانند به سادگی با دیگران صمیمی شوند. مغرور و خودپسندند و دوست دارند از دیگران پنهان شوند. 1- فاصله ی احساسی: در هیچ کاری درگیر نمی شود و همیشه فاصله ی خود را حفظ می کند. به شکل مستقیم درباره ی احساساتش سخن نمی گوید و همین برای او مشکل ساز می شود. جالب است کهن الگوی شفافیت و مردی که می تواند واضح و دقیق حرف بزند، این قدر درباره ی احساساتش کم حرف می زند و درک چیزهایی که درباره ی خود می گوید تا این اندازه سخت است. 2- عاشق طرد شده: او از مسولیت پذیرترین فرمانرواهاست. او به فضایل اخلاقی اهمیت می دهد. در عشق ناموفق است. آپولو به اشتباه گمان می کرد عشق چیزی است که می تواند در ازای دادن هدیه و معامله های این چنین، دریافت شود. زنانی که درخواست روابطی عاشقانه، عمیق و احساسی دارند، مردان آپولویی را طرد می کنند. مردان آپولویی بیشتر دنبال احترام و تحسین هستند تا عشق و علاقه. 3- خودشیفتگی: مرد آپولویی که از هرگونه احساسی به دور است در فرهنگی پدر سالارانه زندگی می کند و در نظر او مردان برای مراقبت از دیگران آفریده نشده اند و نباید اهل احساسات باشند. او بیشتر به دنبال شرکت در رقابت های مختلف و رسیدن به قدرت است. اگر خانواده ی مرد آپولویی این نظرات او را تایید کنند، زمینه ی لازم برای خودشیفته شدن او پدید می آید، به ویژه اگر او باهوش و خوش چهره باشد. 4- بی رحمی و تنبیه. 5- زهر: از نظر روان شناسی این تیرهای زهرآگین، همان کلمات تیز و ناراحت کننده ای هستند که از دهان مرد آپولویی بیرون می آیند و هدفی جز زخمی کردن دیگران ندارند. هنگامی که مرد معتدل آپولویی احساسات خود را رها می کند، آنچه دیده می شود احساساتی بدوی و غیرمنطقی است. او به ماری سمی تبدیل می شود که می تواند هر کسی را نیش بزند. اگر چه او ممکن است به افراد زیادی صدمه بزند، اما آنچه بیش از همه در معرض آسیب است، وجه مثبت وجود خود اوست. 6- غرور: مرد آپولویی که روزی پسری با موهای طلایی بود، حالا زندگی ای پر از موفقیت دارد و ممکن است گمان کند می تواند هر کاری که دوست دارد انجام بدهد. این طرز فکر ممکن است به نتایجی ویران کننده منجر شود. او مغرور شده و فراموش کرده که انسانی با توانایی های محدود است. هنگامی که موفقیت پس از موفقیت نصیب مردان آپولویی می شود، گمان می کنند که می توانند هر کاری را که دوست دارند انجام بدهند.
مشکلات دیگران: برای زنانی که مردان آپولویی را دوست دارند، مشکلاتی به وجود می آید. شکل ظاهری رابطه برای مردان آپولویی معمولا مهم تر از عمق و صمیمیت رابطه است. خیلی به دل اهمیت نمی دهند و بیشتر درگیر سر و ذهن هستند. دوست داشتن مردان آپولویی در هر حال کاری است دشوار و تا زمانی که مرد آپولویی رشد نکند و ویژگی های این کهن الگو در او کمرنگ نشود، این دشواری وحجود خواهد داشت. مرد آپولویی اخلاقی خوب دارد، وفادار است و حتی در امور خانه به همسرش کمک می کند. او در چشم دیگران مردی خوب و موفق است. بسیاری از زنانی که با مردان آپولویی ازدواج می کنند، خود را خوشبخت می دانند. اما اگر این زن خواهان روابطی عمیق تر و احساسی تر باشد زندگی برای او سخت می شود.
راه های رشد: وظیفه ی مرد آپولویی رشد کردن و فراتر رفتن از ذهن منطقی است. باید با دنیای احساسات در وجودش آشنا شود. حتی ممکن است لازم باشد یاد بگیرد که چگونه متواضع و فروتن باشد. 1- فضای کافی برای دیونوسوس: اگر مرد آپولویی هم می خواهد رشد کند، باید برای کهن الگوی دیونوسوس فضای کافی در روانش فراهم کند. کهن الگوی آپولو که به روشنی فکر می کند و واقع بین است، نماد بخش چپ مغز است. فیلسوف فرانسوی، رنه دکارت، با گفتن این جمله که "فکر می کنم، پس هستم"، به طور خلاصه هویت کهن الگوی آپولو را بیان کرده است. او باید دنبال فرصت هایی باشد تا در لحظه زندگی کند، با احساساتش آشنا شود و حتی به خیال پردازی های درونی مشغول شود. در این حالت است که دیونوسوس در او بیدار و فعال خواهد شد. برای بسیاری از مردان آپولویی دسترسی آسان به دیونوسوس از طریق موسیقی امکان پذیر است. 2- آزاد کردن انرژی های زنانه ی درونی: این باور مردان آپولویی که "باید روی زنان تسلط داشت"، به خوبی نشان می دهد که با انرژی های زنانه ی درون خود چه می کنند. این انر/زی های زنانه را "آنیما" می نامند. آنیما همان بخش زنانه ی وجود هر مرد است که به وادی احساس و روابط مربوط می شود. آنیما به ظرفیت مردان برای عواطف، دریافت و صمیمیت مربوط می شود. رهایی آنیما، با بها دادن به احساس های زنانه ممکن می شود و به مرد آپولویی اجازه می دهد به احساس های خود و دیگران احترام بگذارد. معمولا مردان آپولویی با اهمیت ندادن یه احساست دیگران موجب آزار آنها می شوند. اگر چنین مردی بتواند درباره ی احساسات دیگران چیزهایی یاد بگیرد و به احساسات دیگران گوش بدهد، احتمال رهایی بخش زنانه ی درونی اش زیاد و زیادتر می شود. 3- یاد گرفتن فروتنی: چنین مردانی به خاطر موفقیت هایی که داشته اند خود را افرادی معتبر می دانند و مغرور هستند. آنها به سادگی دیگران را به خاطر نرسیدن به موفقیت های مختلف مسخره می کنند و اصلا به شرایط دیگران توجه نمی کنند. معمولا نمی توانند خود را جای دیگران بگذارند. تا زمانی که شکست و اندوه را تجربه نکنندف نمی توانند موقعیت دیگران را درک کنند. 4- عشق به عنوان انگیزه: مرد آپولویی بیش از نیمی از زندگی خود را در بی خبری از این سوال سپری می کند که آیا به کاری که انجام می دهد علاقه مند است یا خیر. هنگامی که مرد آپولویی تصمیم هایی براساس عشق می گیرد، از کهن آلگوی آپولو فراتر رفته و رشد کرده است. کهن الگوی آپولو فقط براساس منطق تصمیم می گیرد. هنگامی که مرد آپولویی از دل خود پیروی می کند، متوجه می شود که انسان جایزالخطاست و به این ترتیب به راحتی می تواند وارد دنیای ناشناخته ها شود و ریسک کند.
هرمس: پیام آور و راهنکای روح ها، انتقال دهنده ی پیام ها، حقه باز، مسافر.
او فرمانروای رویدادهای غیر منتظره، خوش شانسی، حتی تصادف و همزمانی است. این هرمس است که حرکت، جریان و شروعی دوباره را به ارمغان می آورد. استاد ابتکار و خلاقیت است، زیبایی و شکوه را دوست دارد و عاشق شب، رویا و خوابیدن است. در حرکاتش سریع است، ذهنی چابک دارد، روان و ساده سخن می گوید، مرزها برایش اهمیتی ندارند و به سادگی می تواند از سطحی به سطح دیگر برود.
کهن الگوی هرمس ویژگی هایی مثبت و منفی دارد. نوآوری، ظرفیت ارتباط برقرار کردن و توانایی فکر و عمل سریع را می توان به شکلی خلاق در راه های درست یا اشتباه استفاده کرد.
در دنیای سیاست، وسایل ارتباط جمعی و تجارت احساس راحتی می کنند. آنها تاجران و ارتباط دهندگان در این جهان هستند و کالاها، اطلاعات و فرهنگ ها را از یک مکان به مکانی دیگر منتقل می کنند. چالش های مورد علاقه ی هرمس معامله کردن، پول درآوردن و دوست و همراه پیدا کردن است. مسافرانی مثل مارکوپولو که از اروپا به چین و هندوستان سفر کرد و از سفر و ماجذاجویی لذت می بردند، ویژگی هایی هرمسی داشتند. شمن ها و روشن بین هایی مثل کارلوس کاستاندا که از دنیای انسان ها به دنیای روح و اقتدار سفر می کنند نیز ویژگی هایی هرمسی دارند. هرمسی های مدرن ممکن است در یک شرکت چند ملیتی در بخش روابط خارجی کار کنند، سخنران مشهور بین المللی باشند یا حتی راهنمای تور باشند. مردان هرمسی توانایی دارند با حرف زدن دیگران را راضی کنند و در این کار خلاق هم هستند. نگرانی درباره غیرقانونی بودن کاری اصلا ذهن هرمسی ها را دچار تشویش نمی کند. آنچه برای او مهم است کارآمد بودن نقشه هایی است که می کشد و این که چطور با فن سخنوری این نقشه ها را عملی کند. ذهن خلاق مرد هرمسی او را به بهترین حلال مشکلات تبدیل کرده است. این کهن الگو حقه بازی است باهوش که به سادگی می تواند چهره هایی مختلف داشته باشد. خیلی وقت ها اینگونه افراد به جای محکوم شدن، به دلیل هوش و خلاقیت شان ستایش می شوند. در هر حال گاهی حقه باز می تواند جنایت کار هم باشد. این حقه باز می تواند فروشنده ای باشد که با چرب زبانی جنسی را می فروشد که خریدار واقعا به آن نیازی ندارد. هرمس را می توان کهن الگویی دانست که علاوه بر گذر کردن از مرزها و محدوده ها، مرزها و محدوده ها را نیز مشخص می کند. معمولا روان درمانگرها در راهنمایی بیماران نقش هرمسی دارند. هرمس را به عنوان پدر کیمیاگری می شناسند.
پرورش هرمس: هرگاه می خواهیم وارد قلمرو جدیدی شویم و آنجا را بشناسیم، از کهن الگوی هرمس دعوت می کنیم که ما را همراهی کند. هرمس هنگام کشف های تازه و اتفاق هایی که به این کشف ها مربوط می شود، با ماست. حسن اتفاق ها و همزمانی هایی که برای ما معنا دارد، با کمک هرمس معنا یافته است. اگر ذهن ما از قبل روی برنامه ی پیش بینی شده و غیرقابل تغییری، تمرکز کرده باشد، از کمک ها و راهنمایی های این کهن الگو بی بهره خواهیم ماند. به همین دلیل هنگامی که به تعطیلات می رویم یا حتی وقتی روزی عادی را بدون برنامه و با حس ماجراجویی سپری می کنیم، از هرمس دعوت می کنیم تا ما را همراهی کند و بخشی از وجود ما باشد. هنگامی که فرصتی برای صحبت کردن می یابیم یا می خواهیم با دیگران ارتباط برقرار کنیم، هرمس در کنار ماست. هرمس رابطه س دوستانه ای است که در لحظه میان ما و دیگران به وجود می آید.
مرد هرمسی: ذهنی سریع دارد. او به سرعت ایده های مهم در موقعیت های مختلف را درک می کند و بدون از دست دادن زمان براساس این درک شهودی عمل می کند. همیشه در حرکت است. ثابت نگه داشتن او به همان اندازه سخت است که بخواهی جیوه را در دست هایت نگه داری.
کودکی: او از روز اول تولد، فعال، خلاق و حقه باز بود. آنها زود حرف می زنند و زود راه می افتند. دوست دارند هر چیزی را تجربه کنند، اسباب بازی ها و هر چیز دیگری را که دست شان به آن برسد، تکه تکه می کند. معصومیت و جذابیت خاصی دارند. خیلی زود با غریبه ها دوست می شوند و دنیا برای شان مکانی جالب است. برخی از مشکلات هرمسی ها از همان دوران کودکی شروع می شود. آنها داستان می سازند، بهانه می آورند و حتی در جایی که لازم نیست هم دروغ می گویند. آنها حتی ممکن است دزدی هم بکنند.
پدر و مادر: مهم است که چگونه پدر و مادر پسر هرمسی، به بی مسئولیتی ها و داستان هایی که او در لحظه می سازد واکنش نشان می دهند. پدر و مادر پسر هرمسی باید او را متوجه کنند که متوجه دروغ هایش می شوند و دنیای تخیلات او را با دنیای واقعیت تشخیص می دهند. احترام گذاشتن به حریم شخصی و خلوت دیگران از دیگر مواردی است که این افراد باید در کودکی یاد بگیرند. پسر هرمسی همواره تلاش می کند که شرایط زندگی را برای مادر و خود بهبود بخشد. او به خود و توانایی هایش اعتماد دارد و می داند که در زندگی به هر چیزی که بخواهد، می رسد و معمولا راه هایی غیرمعمول را پیش می گیرد. خانه ی او جایی است که مادرش آنجاست. او در رفت و آمد خود را کاملا آزاد می بیند. مادری درون گرا، بدون احساس مالکیت که به تنهایی احساس رضایت می کند، مادری مناسب برای هرمس است. مادرانی که احساس مالکیت می کنند در صورت داشتن فرزندی با ویژگی های هرمسی، احساس عذاب خواهند کرد. پدر و مادر پسران هرمسی که در دوران کودکی و نوجوانی به بزهکاری مشغول می شوند، ممکن است از این نکته آگاه نباشند که فرزندان شان را برای بزهکاری تشویق کرده اند. آنها با نوع دیدگاه و رفتاری که دارند، فرزندان خود را تایید کرده اند. هنگامی که پدر و مادری با رفتارهای خود پیامی دوگانه به کودک می دهند، کودک به جای آن که پیام آشکار را دریافت کند، پیام پنهانی را دریافت و مطابق آن عمل می کند. ممکن است حتی پدر و مادر به رفتارهای کودک خود برچسب "زشت و اشتباه" بزنند و کودک را به خاطر آن تنبیه کنند. این پیام آشکار این نوع پدر و مادرهاست. در عین حال لبخندی که به لب دارند یا دقت در جزییات عمل اشتباهی که کودک مرتکب شده و علاقه نشان دادن به این جزییات، پیام نهفته ای است که رضایت درونی آنها را نشان می دهد. کودک نافرمان این پیام نهانی را دریافت می کند و مطابق آن رفتار خواهد کرد.
بلوغ و نوجوانی: پسران هرمسی در بلوغ و نوجوانی قوانین رایج رسیدن به موفقیت را زیر سوال می برند. آنها دوست دارند در زندگی به هر چه می خواهند برسند، اما خیلی علاقه ندارند راه رسیدن به هر چیز را مثل بقیه طی کنند. نوجوانی هرمسی محدوده ها و مرزها را آزمایش می کنند و اگر بتوانند بدون نگرانی این مرزها را زیرپا می گذارند. هرمسی ها معمولا برای رسیدن به نمره ی خوب یا تایید دیگران درس نمی خوانند، در حالی که آپولویی ها یا زئوسی ها این گونه اند. اگر هرمسی ها در کاری موفق شوند، دلیل موفقیت آنها علاقه ای است که به انجام آن کار به شکلی خلاقانه دارند. هرمسی ها استعداد، شانس و توانایی را با هم دارند. در دوران نوجوانی و جوانی هرمسی ها ممکن است از یک شغل به شغل دیگر یا از یک خانه به خانه ی دیگر نقل مکان کنند. ممکن است آنها به دزد یا دروغگویی حرفه ای تبدیل شوند و راه جنایتکاران حرفه ای را پیش بگیرند. برخی دیگر از جوانان هرمسی وارد فضاهای معنوی، فلسفی یا روان شناسی شوند.
دنیای کار: هرمس کهن الگوی سخنوری، دزدی، تجارت و ورزش نیز بود و همزمان مخترع اعداد، الفبا و چنگ نیز به شمار می آمد. در دنیای کار هرمس را نمی توان کارشناس محض رشته ای خاص دانست. علایق فردی و متنوع او باعث می شود نتواند در رشته ای ثابت به کسب تجربه ادامه بدهد. او دوست ندارد هیچ کاری را مطابق نظرات دیگران انجام بدهد. او فردی فرصت طلب است. او تاجر و مذاکره کننده ای با استعداد است. هرمسی ها سبک و ساده سفر می کنند. آنها برای آزادی فیزیکی و روانی خود ارزش زیادی قائل اند. کهن الگوی هرمس ویژگی هایی دارد که می تواند از او یک روان درمانگر خوب بسازد. حضور کهن الگوی هرمس در مردان موجب می شود بتوانند به شکلی اثرگذار با دیگران ارتباط برقرار کنند و به سادگی با دیگران دوست و صمیمی شوند. هرمس فرمانروای تجارت است.
روابط با زنان: مردان جذاب هرمسی به شکل ناگهانی در زندگی زنان پدیدار می شوند. آنها به زنان کمک می کنند و می توانند برای شان دوستان خوبی باشند. حس ماجراجویی در این مردان سبب جذابیت آنها می شود. زنان هنگام ملاقات با مردان هرمسی احساس می کنند مرد مناسب زندگی خود را یافته اند، در حالی که واقعیت این طور نیست. مردان هرمسی همان طور که به صورت غیر منتظره وارد زندگی زنان می شوند، بدون اطلاع قبلی هم از زندگی آنها بیرون می روند. این خاصیت کخ "از دل برود هر آن که از دیده برفت"، در مردان هرمسی به خوبی به چشم می خورد. مرد هرمسی دوست دارد بدون هرگونه تعهدی وارد زندگی زن مورد علاقه اش شود و به احساسات زن اهمیت زیادی نمی دهد. با وجود این اگر مرد هرمسی احساس کند که زن رویایی خود را یافته است، وارد وادی عشق نیز می شود. عاشق شدن برای او مثل دیدار از کشوری جدید است. او زن مورد علاقه ی خود را کشف می کند و از آن لذت می برد، اما پس از مدتی احساس می کند که باید سفرش را ادامه بدهد. وجهی تاریک تر که مربوط به سوءاستفاده می شود نیز در مردان هرمسی وجود دارد. در لحظه عمل کردن و رفتارهایی مبتنی بر اهمیت ندادن به علایق دیگران، می تواند از ویژگی های منفی مردان هرمسی به حساب بیاید. برای مردان هرمسی دروغ گفتن و فریب دادن دیگران برای رسیدن به چیزی که دوست دارند، دور از ذهن نیست. آنها به عواقب اعمال خود فکر نمی کنند.
روابط با مردان: هرمس فرمانروایی است با ویژگی های دوستانه و محافظ ورزشکاران، تاجران، مسافران، موسیقیدان ها و دزدان است. هرمس زملن زیادی را با مردان دیگر گذرانده است. او می تواند به سادگی با مردان دیگر ارتباط برقرار کند و با آنها دوست شود. مرد هرمسی به سادگی انعام می دهد و اگر به سودی برسد، آن را با دوستان خود تقسیم می کند. مرد هرمسی به سادگی می تواند با مردان زیادی دوست شود و تعداد دوستان او معمولا زیاد است. دوستان مرد هرمسی دارای سلایق و علایق مختلف و متفاوتی هستند.
روابط نزدیک: در حوزه ی روابط نزدیک، هرمسی ها افرادی اهل تجربه اند و در این تجربه ها دوست دارند از مرزها فراتر بروند. آنها کاری را که دوست دارند، بدون توجه به احساسات و نیازهای طرف مقابل انجام می دهند و به نتایج آن فکر نمی کنند. پیش می آید که مردان هرمسی تمایلات جنسی نسبت به مردان دیگر داشته باشند.
ازدواج: مرد هرمسی بالغ می تواند نسبت به کار یا روابط مهمش فردی متعهد باشد. مرد هرمسی اگر ازدواج کرده باشد، توقع دارد همسرش در نبود او خانه و زندگی را به شکلی مناسب نگهداری کند و همواره منتظر بازگشت او به خانه باشد. چنین مردی معمولا جزئیات کار خود را با همسرش در میان نمی گذارد و از او انتظار کمک و همفکری هم ندارد. مردان هرمسی در بهترین حالت می توانند با زنانی مستقل ازدواج و زندگی کنند. در معماری یونان باستان "هرم" همان ستون بزرگی است که بیرون از خانه مقابل در ورودی قرار دارد. علاوه بر آن شومینه ای نیز در خانه وجود دارد که به آتش آن "هستیا" می گویند. در واقع این آتش است که کانون خانه را گرم نگه می دارد. زنانی که کهن الگوی هستیا در آنها فعال است، در عین استقلال، خانه و خانواده را گرم نگه می دارند. زنان هستیایی حتی از تنهایی هم لذت می برند. ترکیب هرمس و هستیا در ازدواج، ترکیبی هماهنگ و مناسب برای هر دوی آنهاست. آفرودیت و هرمس به شکل اسطوره ای با هم ارتباط دارند. این ترکیب نیز می تواند در زندگی واقعی کارآیی داشته باشد.
فرزندان: واکنش های لحظه ای و بدون فکر از ویژگی های هرمسی هاست. آنها در لحظه زندگی می کنند و بعدا به نتایج کارهایی که انجام می دهند، فکر می کنند. برای آنها مهم نیست که رفتارشان چه اثری روی دیگران دارد و به سادگی مرزها را زیر پا می گذارند. اگر پسر هرمسی بخواهد رشد کند، باید یاد بگیرد که به این مارد دقت کند. مردان هرمسی از نظر روان شناسی پدران خوبی نیستند، مگر این که پدران خوبی داشته باشند. فرزندان پدر هرمسی یاد می گیرند که چگونه قانون را زیر پا بگذارند و کارهایی را که باید انجام بدهند، با بهانه های مختلف عقب بیندازند. به این ترتیب این فرزندان نمی توانند تفاوت میان درست و غلط را تشخیص برهند. فرزندان هرمسی به این شکل برای مدرسه و دنیای کار خیلی مناسب بار نمی آیند. آنها خیلی اهل نظم و ترتیب نیستند. نکته ی مثبت در پدران هرمسی این است که خوب می دانند چگونه با فرزندان شان بازی کنند، از همراهی با آنها لذت ببرند، قوه ی تخیل خود را به کار بیندازند و درست مثل یک کودک رفتار کنند. پدران هرمسی این ایده را به فرزندان شان القا می کنند که زندگی مجموعه ای است از ماجراجویی هایی که باید از آن لذت برد. در کنار توجه نکردن به مرزها و بی ثباتی، ممکن است حتی پدر هرمسی در خانواده حضور نداشته باشد.
میان سالی: آنها در این دوره فرصت هایی برای رشد، سفر و تنوع طلبی در اختیار دارند. مردان هرمسی ممکن است بیشتر از مردان دیگر به دنیای درون بروند و در میان سالی آرام و راحت زندگی کنند. اگر هنوز دوست داشته باشند در میان سالی هم از جایی به جایی دیگر یا از شغلی به شغلی دیگر بروند، میان سالی برای آنها دوره ای سخت خواهد بود. سرنوشت مرد هرمسی در میان سالی تغییر می کند. او ممکن است از نظر احساس شکست خورده باشد، در زندان باشد یا در حال فرار کردن از نتیجه ی کاری باشد که انجام داده است.
سال های پایانی: اگر ویژگی های هرمس در میان سالی او شدت داشته باشد، در سال های پایانی به ولگرد یا بی خانمانی تبدیل می شود که از جایی به جایی سفر می کند، درآمد بسیار کمی دارد و به سختی زندگی را می گذارند. برخلاف این گروه، مردان هرمسی که به شکل مثبت رشد کرده اند، یاد گرفته اند راهنمای مسافران باشند و آنها را در طول سفر راهنمایی می کنند. آنها به استادانی با تجربه تبدیل شده اند یا نویسندگانی مجرب هستند که دانش و شناخت خود را با دیگران سهیم می شوند.
مشکلات روان شناسی: هنگامی که کهن الگوی هرمس در وجود مردی فعال و بیدار است، باعث می شود رفتارهای لحظه ای، بدون فکر کردن به نتایج آن از او سر بزند. 1- تصمیم های لحظه ای و شناختن حد و مرز: دزدی باهوش و دروغگویی زبردست است. به اموال، احساسات و حقوق دیگران احترام نمی گذارند، هر کاری که دوست دارند انجام می دهند و اصلا به عواقب کارهای خود فکر نمی کنند. باید به پسر هرمسی مفهوم حد و مرز را آموخت. باید به او گفت که چه رفتارهایی قابل قبول است و تشخیص درست و غلط را به او آموزش داد. 2- هرمس جامعه ستیز، کلاهبردار: دزدی، کلاهبرداری و دروغ برای او عادی خواهد بود و رفتارهایی جامعه ستیز از خود نشان می دهد. مرد هرمسی هرگز از زور استفاده نمی کند. به طور کلی حبس شدن، برنامه های یکنواخت و نبود آزادی چیزهایی است که هرمسی ها از آن فرار می کنند. 3- جوانی جاودان، مردی که هرگز بزرگ نمی شود: ثابت ماندن در جایی برای هرمسی ها سخت است. آنها دوست دارند فرصت های مختلف را بررسی کنند. برای این افراد اتفاق های تازه همیشه جذابیت دارد. مردان هرمسی همیشه مثل جوان ها رفتار می کنند. این جوانان جاودان در دنیای امکانات زندگی می کنند و اصلا دوست ندارند به چیزی یا کسی تعهدی داشته باشند، چون دوست ندارند امکان بعدی را در زندگی از دست بدهند. 4- کمبود تعهد احساسی و صمیمیت: مردان هرمسی در مقابل احساساتی شدن های شدید ایمن هستند. آنها به سادگی وارد رابطه های مختلف می شوند و از آنها بیرون می آیند. تعهد و صمیمیت برای هرمسی ها ساده نیست. او آن قدر موضوع های مختلف در ذهن دارد که خیلی به روابط عاطفی اش فکر نمی کند و اگر احساس کند که لازم است، به سادگی هر رابطه ای را ترک می کند.
مشکلات روان شناسی برای دیگران: مرد هرمسی با ترک کردن رابطه، بی تعهدی و رشد نکردن در رابطه هایی که کسی او را دوست دارد، واکنش نشان می دهد. 1- عاشق گریزپا: مردان هرمسی می توانند زنانی را که دوست شان دارند، غمگین کنند. معمولا مردان هرمسی جذاب و خوش سخن هستند. درک مردان هرمسی برای زنان سخت است. ممکن است زن ها فقط بخش هایی از وجود این مردان را بشناسند، در حالی که مردان هرمسی چهره های زیادی دارند. مردان هرمسی در هر لحظه و در هر دوره از زندگی، چهره ی خاصی را از خود نشان می دهند و می توانند مانند آفتاب پرست ها رنگ عوض کنند. 2- پدر بی لیاقت: خاصیت پدر بودن در بسیاری از مردان هرمسی وجود ندارد. اگر او فردی غیرقابل اعتماد و بی مسئولیت باشد، فرزندان او هم غیرقابل اعتماد بار می آیند. اگر مرد هرمسی دختری داشته باشد، این دختر طوری بزرگ می شود که نمی تواند به مردان اعتماد کند. الگو بودن برای مرد هرمسی تقریبا غیرممکن است.
راه های رشد: در اسطوره شناسی دو کهن الگوی دیگر برای هرمس مهم بودند و برای رشد به او کمک کردند. این دو کهن الگو برادرش آپولو و پدرش زئوس بودند. برای این که مرد هرمسی در دنیای بیرونی عملکردی درست و مناسب داشته باشد، باید ویژگی های آپولویی و زئوسی را در خود پرورش بدهد. مرد هرمسی علاوه بر این باید در دنیای احساسات نیز رشد کند. 1- "نه" گفتن به هرمس: او باید از حقه باز بودن این کهن الگو با خبر باشد و با آگاهی و چشمانی باز عمل کند. او باید دقت کند کارهایش چه عواقبی برای دیگران دارد و به ویژگی های هرمس در وجود خود "نه" بگوید. 2- کمک گرفتن از آپولو: آپولو همه چیز را به روشنی می بیند و به همین دلیل فریب نمی خورد. اگر مردی مانند آپولو رفتار کند و دیدی شفاف داشته باشد، ویژگی های هرمس نمی توانند به سادگی او را فریب بدهند. توانایی دارد روی هدف های طولانی مدت تمرکز کند. فرق میان درست و غلط را درک می کند. 3- جست و جوی زئوس، پدر و مربی: مردان هرمسی به اقتدار مردان زئوسی احترام می گذارند و خواسته های آنان را عملی می کنند. اگر رابطه ی میان مرد زئوسی و هرمسی خوب باشد، با استفاده از راهنمایی های مرد زئوسی، مرد هرمسی می تواند پیشرفت کند. مرد هرمسی که درک می کند کودک درونش در حال پیش بردن زندگی است، می تواند با یافتن مربی ای مناسب و پیروی از او این روند را متوقف کند و تغییر بدهد. 4- یافتن آفرودیت: یکی از راه های رشد مرد هرمسی این است که عاشق زنی شود که ویژگی های آفرودیتی دارد. 5- تکامل معنوی: پرسفون در اینجا همان روح یا جنبه ی زنانه در وجود هر مردی و زنی است که هرمس آن را در عمل ظاهر می کند. در این میان دیونوسوس نماد کودک مقدس است. هرمس به عنوان کهن الگو در تمامی افرادی وجود دارد که با این دو ویژگی در وجود خود در تماس اند و معنای زندگی را در این دو ویژگی می جویند.