یک کشف دیگه!

درود بر شما مراجعه کنندگان گرامی

تا کنون هرچه درباره خودارضایی نوشته ام نقل قول از اساتید بزرگ روانپزشکی ایرانی بوده که در کلاسهای درسی آن بزرگواران شرکت کرده ام. مانند جناب آقای دکتر علوی فاضل (دوران دانشجویی در دانشگاه جندی شاپور اهواز)و جناب آقای دکتر ظهیرالدین (دوره آموزش هیپنوتراپی، سکس تراپی، انجمن هیپنوتیزم ایران، تهران).

اما الان می خوام یه مطلبی بگم که از خودم هست. و ملتمسانه از بزرگوارانی که در رشته طب سنتی مهارت دارند تقاضا دارم نظر من را نقد و اصلاح نمایند. پیشاپیش از ایشان ممنونم.

مایع منی و موکوسی که هنگام اورگاسم از بدن مرد و زن خارج می شود از نوع بلغم و سرد و تر می باشد. در اثر افراط در انجام عمل جنسی مقدار خروجی بلغم از بدن زیاد شده و امراض و عوارض مرتبط با خودارضایی ناشی از کاهش بلغم و افزایش خشکی در بدن می باشد و هرجایی از بدن که بلغم بیشتری دارد، این عوارض بیشتر خود را نشان می دهد، مانند چشم و مفاصل و نخاع و..... .

اما، اگر تحلیل من  صحیح بوده باشه این عوارض ناشی از کاهش بلغم ناشی از خروج منی و موکوس از بدن است نه ناشی از "خودارضایی".

راه پیشگیری: اولا کسی که در خود احساس نیاز ندارد، انجام ندهد (به قول استاد بزرگوار در پایان مبحث خودارضایی: قرار نیست برید و به مردم بگید خودارضایی کنید، نه. اما اگر کسی خودارضایی میکنه،بهش اطمینان بدید که هیچ بلایی سر جسمش،که اصلا نمی آد.روانش هم اگر رعایت کنه و مراقب باشه که وابسته نشه،مشکلی پیش نمی آد). پرهیز از افراط در خودارضایی و رعایت نکاتی که در مقالات قبلی ذکر شد در مورد تعداد دفعات نرمال. و استفاده از مواد غذایی بلغم زا به مقدار مکفی (نه زیاد. چرا که بلغم زیاد خود باعث بسیاری از بیماریهای مزمن و ناجوری مثل آرتریت روماتویید و ام اس و .... می شود).

مجددا میگم خدمتتون: عارضه خاص جسمی رو نمیشه به خودارضایی ربط داد (لازم به ذکره در مقالات قبلی ذکر کردم مگر اینکه افرادی بخصوص خانمهای مجرد از روشهای خطرناک استفاده کنند که به پرده بکارتشون آسیب وارد بشه و یا در پوزیشن آناتومیک ناجور قرار بگیرند که به کمر یا قسمتهای دیگری از بدنشون فشار بیاد).

باز هم از اساتید و پزشکان و روانشناسان و روانپزشکان و سایر افاردیکه صاحب نظر می باشند، تقاضا دارم که نظرات "علمی" خود را در این زمینه مطرح نمایند.

خطاب به مراجعه کنندگان

درود بر شما

اول: از تمام مراجعه کنندگانی که در وبلاگ نظر گذاشتن و نظرشون پاک شده، عذر می خوام. من اطلاعاتم درباره وبلاگ کم هست. و به اشتباه به جای کلمه ی تایید، کلمه حذف رو می زدم. ببخشید. باور کنید عمدی در کار نبوده. قول می دم از این به بعد هیچ نظری پاک نشه.

دوم: یکی از مراجعه کنندگان به نام "آرش" سوالی کردن که چون شاید سوال خیلیا باشه، همین جا پاسخ میدم.

ایشون گفتن که من در وطلب "خودارضایی" نوشتم این کار کلا مفیده در حالیکه بقیه میگن مضراتی هم داره.

در مطلبم جوابشون هست اما اینجا جداگانه تکرار می کنم: خودارضایی هیچگونه عوارض جسمی متفاوت از سکس کامل که در اون افراط نشده باشه نداره. به کلمات دقت کنید. عوارض جسمی بیشتر از سکس کامل (با همجنس یا غیر همجنس) که در اون افراط نشده باشه، نداره.کمردرد گرفتی، چند دلیل میتونه داشته باشه که مثلا یکیش اینه که شاید پوزیشنت مناسب نبوده. شاید افراط کردی و به اعصابی که به اون ناحیه میرن فشار اومده(اعصابی که به ناحیه تناسلی میرن با ناحیه کمری منشاء مشترک دارند) و چیزهای دیگه.

اما در مطلبی که نوشتم خودارضایی با دو شرط میتونه بیماری محسوب بشه. بیماری اعصاب و روان.اگر به صورت وسواسی جبری بشه(یعنی شما برای انجامش از درون یک احساس فشار کنی و اگر به هر دلیلی نشه انجامش بدی بیقراری و اختلال عملکرد اجتماعی یا شغلی و... برات ایجاد کنه) دیگه اینکه طوری بشه که فقط با خودارضایی لذت ببری و اگر برات امکان سکس با فرد دیگری باشه، باز هم فقط با خودارضایی به ارگاسم برسی.

پس خودارضایی مثل هر چیز دیگری اگر به ورطه ی افراط بیفته و از اعتدال خارج بشه و کلا جوری بشه که انگار اونه که سوار ما شده، دیگه بیماریه. باز هم تاکید می کنم مثل هر چیز دیگری مثلا چای! به همین راحتی. و هیچ چیز عجیب و غریب و خاصی نیست. یک عمل کاملا طبیعی و عادی هست. هیچ غول بی شاخ و دم و هیچ لولو و هیولایی نیست.

سوم: مراجعه کنندگان عزیزی که حین انتقاد توهین هم می کنند، باور کنید من اصلا ناراحت نمیشم. راحت باشید. فقط یک نگرانی برای شما دارم. این احتمال هست دیگرانی که مطلبتون رو می خونند اونقدر از الفاظتون مکدر بشن، که اگر واقعا حرفتون صحیح هم باشه، دیگه بهش توجه نکنند. مثل کسی که تو بحث عصبانی شده و داره فریاد می زنه و حرف میزنه، حتی اگر حرفاش درست هم باشند به خاطر داد و فریاد و صدای خیلی بلند، ممکنه دیگران هم متوجه حرفاش نشن و هم از آلودگی صوتی برنجن و نخوان بموننن که به حرفاش گوش بدن. شما اگر نظر علمی و مستندی دارید، اون رو مطرح کنید. مطمئن باشید بقیه حرفاتون و با مطالب من مقایسه می کنن. اگر حرفای شما صحیح و علمی باشهٰ می پذیرند و مطالب من رو نمی پذیرند. باز هم به مین راحتی. اصلا نیازی به ناراحتی و مشاجره و توهین نیست.

هدفمون اینه که با هم رشد و پیشرفت کنیم. به کمک هم. هیچ کسی هم ادعا نداره که مطالبش دیگه انتها و آخر علم و دانشه.نه.خوبیه علم در حرکت رو به جلو و به بالست و اینه که دائم خودش، خودش رو نقد و اصلاح می کنهو فقط کافیه تعصب و عناد نداشته باشیم. و برای شنیدن حرف صحیح، حتی اگر برخلاف تمام آنچه تا کنون شنیده ایم بود، آماده باشیم.

موفق و شاد و سلامت باشید.

آیا اصلا طب اسلامی داریم؟!

آیا اصلا طب اسلامی داریم؟!

با سلام خدمت جناب آقای دکتر روازاده و همچنین مهندس خدادادی و سایر عزیزانی که به طب اسلامی باور دارند.

مطلبی که خدمتتان مطرح می کنم یک برداشت شخصی و براساس استدلالی است که عرض می کنم. امیدوارم که صادقانه و بی غرض مطالعه کنید و نظر خود را اعلام کنید. با تشکر فراوان

این حقیر فکر می کنم که ما اصلا چیزی با عنوان طب اسلامی نداریم!

چطور؟

1-آیا در کتب ابن سینا و سایر اطبای بزرگ ایرانی نامی از آناناس یا گریپ فروت و.... هست؟ چرا نیست؟ چون اینها متعلق به اقلیم ایران نبوده اند. و منطقی هست که درباره آنها مطلبی عنوان نشده باشد. خب چطور در احادیث منتسب به ائمه از گیاهان و میوه هایی نام برده شده که اصلا در اقلیم عربستان آن زمان موجود نبوده اند؟!!!!

2-ائمه (ع) دانش آسمانی دارند و همه چیز را می دانند.و محال است که اشتباه کنند. پس چطور در حدیثی منتسب به ایشان تعداد استخوانها را 246 فرموده اند؟در حالیکه این تعداد در یک فرد بالغ 205 عدد می باشد!! یا باز در حدیثی دیگر مطرح شده که بچه از بیضه چپ درست می شود! در حالیکه فیزیولوژی هر دو بیضه یکسان است و بسیاری هستند که فقط یک بیضه دارند و آن هم بیضه راست و بچه دار هم می شوند؟!!!!

3-بر سر این استدلال کمی تردید دارم. شما بزرگواران اصلاح بفرمایید. من نام هیچ طبیب بزرگ عربی را در بین نامهای بزرگان طب ندیده ام! این اتفاقی است؟! آیا می شود مثلا عربستان مهد یک طب باشد و بعد هیچ عرب حکیم و بزرگ و صاحب نامی در طب اسلامی نداشته باشیم؟ در حالیکه تمام بزرگان طب، ایرانی هستند.

نتیجه گیری: حکیمان و اطبا بزرگ ایرانی، با دانش بی نظیر خود به این نتیجه رسیده بودند که ایرانیان ارادت خاصی به ائمه دارند، پس از این علاقمندی استفاده کرده و دستورات بهداشتی و پزشکی خود را به نام ائمه مطرح نموده اند تا از جانب عوام پذیرش بیشتری داشته باشد. و خب بعضی از دستورات و نتیجه گیریهای آنها هم اشتباه بوده(مثل تعداد استخوان و بیضه و....).

راهکار: حقیر از شما اساتید بزرگوار و همچنین علمای دین خواهشمندم که این مهم را جدی گرفته و در یک اقدامه اورژانسی و هماهنگ این احادیث را جمع آوری نمایند. و اصرار بر طب اسلامی نداشته باشند. چرا که بد دفاع کردن، خود موجبات نابودی یک چیز صحیح را ایجاد می کند.

ائمه عزیز و اسلام جایگاه خود را دارند و من فکر نمی کنم نپرداختن به علوم پزشکی چیزی از ارزشهای ایشان کم کند. خود ائمه و بزرگان راستین اسلام در حضور طبیب گوش به فرمان بوده اند. نمونه های آن را بسیار داریم. مثلا خاطرات پزشک مخصوص امام خمینی و غیره.

پس برای خدشه دار نشدن این جایگاه (خدای ناکرده) بهتر است امروز دیگر آن راهکار بسیار صحیح پیشینیان اندیشمند ما در طب سنتی، ادامه داده نشود.

با تشکر از عنایت شما بزرگواران.

خطاب به جناب اورولوژیست

درود بر شما

یکی از مراجعه کنندگان درباره مطالبی که در مورد "خودارضایی" نوشته ام ناراضی بوده اند. ایشان اظهار کرده اند که اورولوژیست (متخصص مجاری ادراری و تناسلی) می باشند و البته دلایل خود را ننوشته اند.

از ایشان خواهش می کنم دلایل علمی خویش را مطرح بفرمایند که به قلم ایشان در وبلاگ بگذارم. و قضاوت را به عهده سایر مراجعه کنندگان می گذاریم.

من ادعایی ندارم. اگر دلایل ایشان علمی و مستند و منطقی باشند، می پذیریم. عناد و لجبازی نداریم. همه چیز را همگان دانند.

با تشکر.