Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

پرسفون: دوشیزه و ملکه جهان زیرین، زنی پذیرا و دختر مادر .

پرسفون را که در میان رومیها به پروسرپینا و کورا مشهور است، بیشتر از طریق افسانه ربوده شدنش به دست هادس در اشعار "نیایش به دیمیتر" هومر می شناسیم. او را در دو حالت پرستش می کردند: در مقام دوشیزه یا کور (به معنای دختر جوان) و نیز در مقام ملکه جهان زیرین. در مقام دختر جوان، او خدابانوی بلنبالا، زیبا و جوانی است که با نشانه های زایش از قبیل انار، غلات، ذرت و نیز گل نرگس که او را مجذوب خود کرد، پیوند دارد. در جایگاه ملکه جهان زیرین، پرسفون خدابانویی بالغ است که بر گستره ارواح مردگان نظارت دارد، راهنمای زنده هایی است که به آن دیار سفر می کنند و نیز به هر آنچه می خواهد دست می یابد.

کهن نمونه پرسفون: پرسفون نمونه شخصیتی بارزی نیست. اگر پرسفون شکل دهنده ساختار شخصیتی زن باشد، آن زن تمایلی به فاعل بودن ندارد، بلکه تحت تاثیر اعمال دیگران است، به عبارت دیگر، کرداری همساز با میل دیگران و ذهنیتی پذیرا دارد. جنبه جوانی و دوشیزگی پرسفون به زن ظاهری همیشه جوان می بخشد. پرسفون دارای دو جنبه بود: یکی پرسفون دوشیزه و دیگری پرسفون ملکه جهان زیرین. زنان می توانند تحت تاثیر یکی از این دو جنبه باشند، از یکی به دیگری تحول یابند و یا اینکه همزمان هر دو جنبه دختر و ملکه را در درون خود به معرض نمایش گذارند. 1- کور، کهن نمونه دختر نوجوان: نمونه دختر جوانی که هنوز خود را نمی شناسد و از خواستها و تواناییهایش بی خبر است. در قبال رابطه، کار و هدف خود تعهدی احساس نمی کنند و هیچ یک از کارهای خود را جدی نمی گیرند. همیشه منتظرند کسی یا چیزی فرا رسد و زندگیشان را دگرگون کند. 2- دختر مادر: "مادر بهتر می فهمد". دختر پرسفونی به دنبال جلب رضایت مادر است. این انگیزه موجب می شود تا "دختر خوبی" باشد، دختری مطیع، بساز و محتاط که از انجام هر کاری که با کوچکترین خطری همراه باشد، پرهیز می کند. نه تنها فضای ارتباطی خانواده، بلکه فرهنگ غالب نیز به دختران حکم می کند که رفتار زنانه در واقع همان رفتار پذیرا و وابسته است. رخوت و وابستگی معضلات "کور"ند که به خاطر ارزشهای جامعه در زنان تشویق می شوند و این به جنبه های دیگر شخصیتشان فرصت رشد و تبلور نمی دهد. 3- زن "انیمایی": خود را با خواستهای مرد تطبیق می دهد، برای مردش خود را زیبا می کند، از مردش دلبری می کند و رضایتش را می طلبد. اما "از خود کاملا بی خبر است و نمی تواند تصویری از دنیای درونش ارائه دهد". فقط وجود دارد و غالبا فاقد قدرت بیان است. سیرت پذیرای زن پرسفونی از او شخصیتی سازشکار می سازد، شخصیتی که در مقابل توقع دیگران مقاومت نشان نمی دهد و به بوقلمونی می ماند که هر لحظه به خاطر انتظارات نزدیکان رنگ عوض می کند. 4- کودک-زن: دختر پرسفونی بسیار مطیع و تحت حفاظتی توصیف کردند که مادرش مدیریت برنامه زندگی و حرفه ای او را در دست داشت. گرچه خواهان کشش مردان به سوی خود است، اما خودش دارای شور جنسی نیست و احتمالا هم به اوج جنسی نمی رسد. 5- راهنمای جهان زیرین: جهان زیرین کنایه ای است از لایه های عمیق روان آدمی، گستره ای که خاطرات و عواطف گذشته در آن "مدفون" شده (ضمیر ناخودآگاه فردی) و نیز فضایی است که تصاویر، الگوها، غرایز و احساسات کهن نمونه ای و جمعی بشر در آن انباشته گردیده است(ضمیر ناخودآگاه جمعی). پرسفون در مقام ملکه جهان زیرین مظهر توانایی رفت و بازگشت بین این دو عالم است: عالم "عینی" که از واقعیت ضمیر خودآگاه نشات می گیرد و عالم متعلق به واقعیت کهن نمونه ای روان. افرادی که سابقه بیماری روانی دارند، می توانند چون پرسفون راهنمای کسانی شوند که به جهان زیرین راه می یابند. پرسفون راهنما می تواند بخشی از کهن نمونه روان شخص باشد که در برخورد با زبان سمبلیک، آیین و شعائر مذهبی، جنون و دیوانگی، الهامات تصویری و تجربیات عرفانی و خلسه انگیز، حسی آشنا دارد. 6- مظهر بهار: حاکی از مرحله ای از جوانی آنهاست که نامطمئن و امیدوارند. آنها منتظرند کسی یا چیزی بیاید و به زندگیشان شکل بخشد. در فصول زندگی زنان، پرسفون مظهر بهار است. پرسفون مظهر جوانی، شور زندگی و نیروی رشد و زایش است. همواره پذیرای تغییر و تحولند و روح و روانی همیشه جوان دارند.

پرورش پرسفون: پذیرا بودن کهن نمونه پرسفون، کیفیتی است که بسیاری از زنان باید آن را در خود پرورش دهند. این امر به ویژه در مورد زنان آتنایی و آرتمیسی صادق است، زیرا آنها عادت کرده اند هدف خود را شناسایی و برای رسدن به آن قاطعانه عمل کنند. بنابراین در وضعیتی که نمی دانند کی (چه موقع) و چگونه باید اقدام کرد و یا زمانی که اولویتها نامشخصند، با مشکل روبرو می شوند. در این شرایط باید بردباری پرسفونی را فراگرفته، اجازه دهند شرایط به موقع خود تغییر کند و عواطف نیز در فرصت مناسب به وضوح و روشنایی دست یابد. توانایی و استعداد پرسفونی در انعطاف پذیری و سازگاری (که زیادی آن دردسر ایجاد می کند) نیز خصوصیتی است که زنان هرایی و دیمیتری نیاز به پرورش آن دارند تا زندانی انتظارات خویش نشوند (هرا) و خود را داناتر از دیگران تلقی نکنند (دیمیتر). اولین گام در راه پرورش پرسفون، ارزش نهادن به صفت پذیرا بودن است. با گوش فرا دادن به صحبتهای دیگران و تلاش برای انطباق با نقطه نظراتشان و نیز با پرهیز از قضاوت و تعصب ورزی، می توان هوشیارانه ذهنیتی پذیرا و انعطاف پذیر نسبت به دیگران را در خود پروراند. اولین قدم ضروری، مهرباین با خویشتن است (به جای بی صبری و انتقاد از خود)، به ویژه دورانی که زن احساس "بی حوصلگی" می کند. بسیاری از زنان دریافته اند که دوران رکود و بی حوصلگی احتمالا فرصتی است تا در پی آن موجی از حرکت و فعالیت بروز کند، به شرطی که آنها این دوران را به عنوان مرحله ای طبیعی از زندگی پذیرفته، از آن نادم و شرمسار نباشند. حس ششم خود را تقویت کنند.

پرسفون، یک زن: زن پرسفونی حالتی جوان دارد. جوان تر از سنش به نظر می آید و در شخصیتش حالتی دخترانه نهفته است که انگار می گوید "از من ضعیف مواظبت کنید". چون درخت بیدی است که خود را با نسیم شرایط و شخصیتهای قوی وفق می دهد. با هر وزش باد به سویی می گراید و سپس به جای اولیه خود بازمی گردد و در فرایند این تجارب تاثیری هم نمی پذیرد.

پرسفون جوان: پرسفون کوچکترین دختربچه ای است مطیع، آرام و ملوس که چون عروسک لباسهای چین دار به تن می کند. معمولا دختری مودب و خواهان رضایت دیگران است. به همین خاطر به اوامر دیگران گوش می دهد و لباسهای انتخابی دیگران را به تن می کند. چنانچه مادر در برابر تخستین گامهای دختر خود برای راه رفتن، به جایشادی و هیجان ابراز ترس کند، از همان ابتدا به او می آموزد که کوشش در امری تازه نگرانی و خطر به همراه دارد. همچنین زمانی که دختر را به دلیل کاری که خود به تنهایی انجام داده، با گفتن "باید اول از من می پرسیدی" سرزنش می کند، در واقع به او می فهماند که "منتظر کمک من باش". معمولا کودکی درونگراست و محتاط به نظر می آید، زیرا ترجیح می دهد موقعیت را بسنجد و سپس خود را درگیر آن کند. او از دور تماشا می کند تا به جریان بازی و رموز آن پی ببرد. برای او تصور ذهنی انجام یک کار قبل از انجام آن ضروری است.

والدین: دختر پرسفونی معمولا "دختر کوچولوی مامانش است" و الگوی ارتباطی دیمیتر و پرسفون در موردش صدق می کند. چنین مادری دخترش را مکمل خود می داند و از طریق او بر اعتماد به نفس خویش می افزاید. نتیجه این الگوی ارتباطی، وجود مادر و دختری با ساختار روانی مشترک است. مادر با انتخاب مهمانی، دروس پیانو و رقص و یا حتی دوستان دخترش گویی برای خود مادری می کند. او بدون در نظر گرفتن نیازهای واقعی دختر، همان را می خواهد و فراهم می کند که خود در کودکی می خواسته و یا کمبود آن را حس می کرده است. دختر پرسفونی نیز واکنشی مغایر با خواست مادر نشان نمی دهد. مادر آتنایی از داشتن دختری چون پرسفون به حیرت می افتد و از خود می پرسد: "چطور این شاهزاده خانم کوچک دختر من است؟". گاهی اوقات از اینکه مادر اوست، لذت می برد و گاهی هم به خاطر بی ارادگی و سکوتش عصبانی می شود. مشکل مادر آرتمیسی با چنین دختری متفاوت است. او درونگرایی دختر را راحت تر می پذیرد، اما از بی ارادگیش آزرده می شود و سعی می کند به دختر "دفاع از حق خود" را بیاموزد. اگر مادران آتنایی و آرتمیسی با روشی صحیح رفتار کنند، می توانند خصوصیاتی را که خود برای آن ارزش قائلند، به دختران پرسفونیشان بیاموزند. در غیر این صورت احساس ناتوانی را در آنها قوت می بخشند. بسیاری از دختران پرسفونی جوان روابط غیرصمیمانه ای با پدر خود دارند. مطلوب ترین وضع برای دختر پرسفونی این است که والدینش به هوشیاری درونگرای او احترام بگذارند و به نتایج انتخابهایشان اعتماد کنند. چنین والدینی سعی دارند به دور از هرگونه اجبار او را با تجاربی متعدد آشنا کنند.

بلوغ و نوجوانی: برای دختر پرسفونی تحصیل بیشتر گذران وقت است تا آمادگی برای فن و حرفه آینده. او در انجام تکالیف و نوشتن رساله معمولا با مشکل روبرو می شود، زیرا حواسش به آسانی پرت می شود و نیز فاقد اعتمادبه نفس است. شاید رشته تحصیلی خود را به تناوب تغییر دهد و سرانجام هم رشته ای را انتخاب می کند که راحت تر به نظر می آید.

حرفه: به جای یک خط کاری مدام حرفه اش را تغییر می دهد. گاه نیز به خاطر مرخصی گرفتنهای بیشمار و ناتمام گذاشتن کارها باعث اخراج خود می شود. مشاغلی که نیاز به خلاقیت، صبر و تحمل و خصیصه های مدیریت دارد، برای زن پرسفونی مناسب نیست. این زن بیشتر در شرایطی موفق است که مدیرش مشخصا وظایفی را تعیین کند و او با انجامشان رضایت او را فراهم سازد. وظایف طولانی مدت را عقب می اندازد و منتظر است به طریقی از انجام آنها شانه خالی کند و گاهی نیز چنان عمل می کند که انگار مهلتش بی انتهاست. اگر او به مرحله پرسفون ملکه جهان زیرین تحول یابد، در آن صورت دگرگونی پدید می آید. در این فصل زندگی، او احتمالا به دنبال حوزه های خلاق، روانشناسانه و معنوی چون هنر، شعر، خدمات درمانی و یا مسائل ماوراءالطبیعه می رود. معمولا مدرک دانشگاهی "درست و حسابی" ندارد.

رابطه با زنان: دختر پرسفون جوان رابطه بسیار راحتی با همسالان همانند خود دارد. غالبا تجاربش همراه با دختران دیگر است و هیچ گاه به تنهایی عمل نمی کند. اگر زیبا باشد، گاه زنان دیگر را مجذوب حس زنانگیش می کند، زیرا آنها زنانگی نارسای خود را در او می یابند و در نتیجه با او به نحوی خاص رفتار می کنند. دختر پرسفونی این رفتار دوستان خود را بدیهی تلقی می کند، چراکه در تمامی عمرش با او چون عروسکی شکننده و گرانبها رفتار شده است. پرسفون در دوستان هم سن خود و نیز زنان مسن تر غریزه مادری را بیدار می کند و آنها را به ابراز محبت و نیز مراقبت از خویش راغب می سازد.

رابطه با مردان (مردانی که دختر را ترجیح می دهند): زن پرسفونی در رابطه با مردان کودک-زنی فاقد اعتمادبه نفس و برخوردار از ذهنیتی جوان است. وقتی به کسی می گوید، "هرچه تو بخواهی، همان خوب است"، واقعیت را گفته است. سه گروه از مردان مجذوب زنان پرسفونی می شوند: مردانی که چون او جوان و بی تجربه اند، مردان "سرسختی" که شیفته ظرافت و معصومیت او می شوند و نیز مردانی که در ارتباط با زنان "بزرگسال و عاقل" راحت نیستند. " عشق جوانی" در گروه اول می گنجد. عشق از نوع دوم، جفت شدن کهن نمونه "دختری خوب از خانواده ای خوب" با مردی سرسخت و سرد و گرم روزگار چشیده است. گروه سوم به طور کلی به مردانی تعلق می گیرد که به دلایل گوناگون در ارتباط با "زنان بزرگسال" مشکل دارند. رابطه سنتی مرد مسن و زن جوان حالت اغراق آمیز این رابطه کهن نمونه ای پدرسالارانه است. قرار بر این است که مرد مسن تر، باتجربه تر، بلندقامت تر و تیزهوش تر از همسرش باشد و زن جوان تر، کم تجربه تر، کوچک تر، ضعیف تر، کم سوادتر و کم هوش تر. زنی که به خوبی در این قالب می گنجد، زن پرسفونی است. در ارتباط با زن پرسفونی، مرد می تواند احساس قدرت و تسلط کند و از اینکه عقاید و نفوذش مورد شک و سئوال قرار گیرد نیز هراسی نداشته باشد. در ضمن می تواند بدون ترس از قضاوت شدن، بی تجربه و معصوم و یا بی کفایت باشد. ارتباط زن پرسفونی با مرد شاید وسیله ای برای جدایی از مادری سلطه جو باشد. در واقع توانایی شوهر در مقابله با مادر یکی از دلایلی بود که دختر را مجذوب او کرد.

امیال جنسی: نسبت به جنسیت خویش در خواب و بی هوشی است و منتظر است شهزاده اش از راه برسد و او را از خواب بیدار کند. بسیاری از پرسفونها سرانجام به بیداری جنسی می رسند و در می یابند که زنانی پرشور و شهوانیند و این کشفی است که یر اعتمادبه نفسشان می افزاید.

ازدواج: زنان پرسفونی ذاتا شخصیت "زنانه سنتی" دارند. در مقابل شخصیتی قوی تر تسلیم می شوند، فعل پذیرند نه فاعل و رقابتجو و مصر هم نیستند. مردان آنها را برمی گزینند و نه برعکس. او شاید عروس اجباری و یا وسیله کشمکش بین مادر و همسر شود.

فرزندان: گرچه ممکن است زن پرسفونی صاحب فرزند هم بشود، اما تا زمانی که بخشی از دیمیتر درونش فعال نگردد، نمی تواند عواطف یک مادر واقعی را درک کند. او مادر خود را "مادر واقعی" می انگارد و خود را صرفا دختری می بیند که ادای مادر بودن را در می آورد. فرزندان زن پرسفونی در ارتباط با مادر واکنشهای گوناگون نشان می دهند. مثلا دختری که عقایدی محکم تر و اراده ای قوی تر از مادر پرسفونی خود دارد، به جای اطاعت از حرفهای مادر به او امر و نهی می کند. بسیاری از این دختران که در مراحل بزرگسالی به دروان کودکی و بلوغ خود می اندیشند، چنین نتیجه می گیرند: "من مادر نداشتم، بلکه خودم مادر بودم". مادران پرسفون در ارتباط با پسران قاطع و مدعی خود احساس واماندگی می کنند.

میانسالی: شاید اقدام به جراحی پوست صورت کند و بخواهد ظاهر جوانی را تداوم بخشد. مدل مو و نیز نحوه لباس پوشیدنش احتمالا برازنده دختران جوان تر از اوست، لوس و طناز است و با گذشت هر سال رفتارش نامناسب تر می شود.

کهنسالی: بدترین حالت برای زن پرسفونی این است که همچنان در چنگال عمیق افسردگی گرفتار باشد، خود را مغلوب زندگی حس کند و دور از واقعیت در بند عالم زیرین باقی بماند.

مشکلات روانی: برخلاف هرا و دیمیتر که نماینده غرایزی بسیار قوی هستند و زن برای رشد و تحول باید در مقابل آنها مقاومت ورزدف پرسفون عامل موثر در تسلیم پذیری و سازش زن است. او از همه خدابانوان دیگر محوتر و نامشخص تر و به ویژه فاقد هدف و انگیزه است، اما در ضمن بیشترین امکان رشد و تحول را نیز داراست. 1- همسانی با پرسفون جوان: زندگی در قالب پرسفون جوان به معنای همیشه جوان ماندن و عدم تعهد به چیزی یا کسی است. پیشرفت زن پرسفونی مشروط به عهد بستن و پایبندی به آن است، زیرا برای او "آری" گفتن به تعهد و وفاداری به آن امری دشوار جلوه می کند. برای کسی که زندگی را جدی نمی گیرد، انجام به موقع وظایف، تکمیل مدارج تحصیلی، ازدواج، پرورش فرزندان و یا حفظ یک شغل بسیار مشکل است. لازمه پیشرفت او مقاومت در برابر شک و تردید و فعل پذیری و سستی است، باید در هر کاری اراده به خرج دهد و نسبت به آن متعهد باشد، حتی زمانی که شوق ادامه آن پایان می گیرد. تا وقتی که ذهنیت یک زن همانند پرسفون جوان باشد، او یا تن به ازدواج نمی دهد و یا وقتی هم که ازدواج کرد، "به طور واقعی" به آن پایبند نمی ماند.زن پرسفون باید در برابر این باور واهی که ازدواج همیشه معادل مرگ و نیستی است و نیز در مقابل بیزاری از ازدواج و مبارزه با آن ایستادگی کند. 2- خطرات پرسفون بودن، خطاهای شخصیتی: فریب، دروغ و حیله گری از جمله مشکلات بالقوه شخصیتی زنان پرسفونی است. به خاطر حس ناتوانی و نیز وابستگی به دیگران، آنها یاد می گیرند که از راههای غیرمستقیم به خواسته های خود دست یابند و این کار را گاه با فرصت طلبی و گاه با تملق و چاپلوسی انجام می دهند. زنان پرسفونی معمولا از بروز خشم خودداری می کنند، زیرا نمی خواهند مورد خشم دیگران واقع شوند. خودشیفتگی نیز مشکل دیگر زنان پرسفونی است. گاه آنقدر درگیر خود می شوند که ارتباط با دیگران را از دست می دهند. از نظر این زنان، دیگران فقط به این دلیل وجود دارند که به آنها واکنش نشان دهند و آینه ای باشند برای انعکاس تصویرشان. 3- در جهان زیرین، بیماری روانی: زن پرسفونی که زندگیش محدود و نیز تحت نفوذ اشخاصی است که می خواهند او را به خود وابسته نگاه دارند، مستعد ابتلا به افسردگی است. برخلاف پرسفون، حالت افسردگی دیمیتر اثری عظیم بر محیط و اطرافیانش می گذارد. در حالی که زن پرسفونی از همان ابتدا شخصیتی خاموش و محو دارد و با ظهور افسردگی حتی محوتر هم می شود. در ضمن، دیمیتر افسرده با برانگیختن احساس تقصیر در دیگران، باعث عذاب وجدان، خشم و ناتوانی در آنها می شود. برخلاف او، زن پرسفونی هیچ گونه احساسی در اطرافیانش برنمی انگیزد، بلکه آنها خود را دور از او حس می کنند. این زن پرسفونی است که در درون احساس گناه، شرمساری و ناتوانی می کند. او غالبا برای حرفی که زده و یا کاری که کرده، بدون دلیل معذب و ناراحت می شود. به این ترتیب، دیمیتر افسرده حضوری عظیم و محوری در خانه دارد، در حالی که پرسفون افسرده در اتاقهای عقبی خانه پنهان می شود. تنها و غرق در رویا. گاهی دل مشغولی با دنیای درون، تماس او را با دیگران قطع می کند و او برای فرار از مشکلات دنیای واقعی به درون خویش پناه می برد. با کناره گیری تدریجی از واقعیت، بعضی از زنان پرسفونی به چنگ بیماریهای روانی می افتند. دنیای درونیشان از نشانه های رمزی و تصاویر وهمی پر می شود و درکشان از خود تحریف می گردد.

طرق رشد و تحول: برای رشد شخصیتی و نیز موفقیت در زندگی حرفه ای باید نسبت به تعهدات خویش وفادار باشد. برای بعضی از زنان پرسفونی رشد و تحول فقط زمانی ممکن است که آنها از وجود کسی که مسئولیتشان را بر عهده گیرد و یا هدف تقصیراتشان واقع شود، محروم باشند. 1- تحول به زنی مشتاق و پر شور: زن پرسفونی گاه هیچ شور و رغبتی به رابطه جنسی نشان نمی دهد، یا احساس می کند مورد تجاوز قرار گرفته است و یا اینکه صرفا از روی تابعیت همسر به آن تن می دهد. پرسفون شاید نماد جهان زیرینی آفرودیت، یعنی شور جنسی درونگرا و خفته باشد. 2- بازیابی توانایی تجربه خلسه انگیز تقدس: نزدیکی کهن نمونه ای بین پرسفون و هکاته و دیونوسوس شاید رهگشایی باشد برای درک ویژگیهای خلسه انگیز و مقدس که در برخی از زنان پرسفونی رشد می یابد. آیین و مراسم مذهبی آنها را از خود بیخود می کند. 3- رشد استعداد احضار ارواح و حس ماوراءالطبیعه: برای رشد و تبلور تواناییهای ماوراءالطبیعه، زن پرسفونی باید از مرحله پرسفون جوان فراتر رود تا به ترکیب پرسفون-هکاته دست یابد. 4- راهنمای جهان زیرین.

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}