Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

خدابانوان آسیب پذیر: هرا، دیمیتر و پرسفون

این سه خدابانو تجلی کهن نمونه های معرف نقشهای سنتی زنان –همسر، مادر و دختر- هستند. آنها خدابانوان رابطه گرایند و حس هویت و سلامت هر یک مشروط به داشتن رابطه ای مهم در زندگی است. همچنین بیانگر نیاز زنان به پیوند و ارتباطند. این سه خدابانو در اسطوره هایشان مورد تجاوز جنسی، اهانت و نفوذ خدایان مذکر قرار گرفته و نیز ربوده شده اند. هر یک به خاطر قطع پیوند و یا بی حرمتی زجر بسیار متحمل شد. هر یک ناتوانی و درماندگی را تجربه کرده و در برابر آن واکنش خاص خود را نشان داده است، هرا از راه خشم و حسادت و دیمیتر و پرسفون با افسردگی. در هر یک علائمی از روان پریشی دیده می شود.

وقتی هرا، دیمیتر یا پرسفون کهن نمونه غالب است، انگیزه اصلی زن داشتن رابطه است و نه هدفگرایی، کسب استقلال و یا تجربه ای جدید. کانون توجه چنین زنی به سوی دیگران و نه به سوی اهداف و یا هستی درونی است. در نتیجه، زنان همسان با این گروه خدابانوان نسبت به دیگران بسیار حساس و هوشیار هستند. انگیزه تحرک آنها حس رضایت ناشی از رابطه چون مقبولیت، عشق، توجه و همچنین نیاز خاص هریک از این کهن نمونه ها به زناشویی (هرا)، پروراندن (دیمیتر) و وابستگی (پرسفون) است.

کیفیت هوشیاری (همچون تلالو نوری پراکنده): نوع هوشیاری خدابانوان آسیب پذیر "آگاهی پراکنده" است. ذهنیتی پذیرا، هوشیاری به پیوند با همه هستی و آمادگی برای برقراری ارتباط دارند. این نوع هوشیاری به چراغی در اتاق نشیمن شباهت دارد که نور ملایم آن همه فضای تحت شعاع خود را روشن کرده است. این هوشیاری پراکنده است که به مادر توانایی می بخشد در میان همهمه گفتگو با دیگران زمزمه طفل در خواب خود را از اتاقی دیگر بشنود و یا اینکه به محض ورود شوهر به خانه، ناراحتی، بیماری و یا مشکلات او را از چهره اش بخواند (حتی گاه پیش از اینکه خود شوهر متوجه باشد). ("هوشیاری متمرکز" که آز آن آرتمیس، آتنا و هستیا، سه خدابانوی باکره است، در مقابل فقط بر یک امر تمرکز می یابد و بقیه امور و عناصر را نادیده می گیرد).

زنانی که با این سه خدابانو احساس یگانگی می کنند و از هوشیاری پراکنده برخوردارند نیز مستعد قربانی شدن هستند. برخلاف این گروه، خدابانوانی که قادر بودند حد و مرز خود را تشخیص دهند و به سوی مقصودشان نشانه گیرند (آرتمیس) و یا می توانستند برای مشکلات و مسائل خود راه حلهای بکری بیندیشند (آتنا) و در نتیجه هوشیاری متمرکز از خود نشان دهند، خدابانوان باکره و آسیب ناپذیرند. زنان همسان با این خدابانوان نیز کمتر مستعد قربانی شدنند. برای پیشگیری از مظلوم واقع شدن، زن باید متکی به نفس و متمرکز باشد و به نظر دیگران نیز چنین آید، مثلا هنگام راه رفتن باید محکم و سریع گام بردارد، گویی به سمت هدفی روان است. ظاهر بی هدف و خیالپرداز او بهانه ای برای مزاحمت دیگران است. گرچه راحتی و پذیرا بودن زن به برقراری رابطه و ایجاد فضای صمیمانه خانه کمک می کند، اما همین خصوصیات در دنیای بیرون موجب مزاحمتهای ناخواسته می شود. زنانی که به دیمیتر و پرسفون شباهت دارند، غالبا در زندگی احساس ناامنی و آسیب پذیری می کنند و خوابهایشان نیز اضطراب انگیز است. در این خوابها مرد یا مردانی را می بینند که به زور وارد اتاق خواب یا خانه شان می شوند و یا مخفیانه آنها را تعقیب و تهدید می کنند. در هر صورت در خوابهای زنان آسیب پذیر معمولا اشخاص زیادی وجود دارند و مکان خواب اکثرا داخل ساختمان است. این خوابها یادآور عواطف و احساسات گذشته و حال او می باشد.

هریک از خدابانوان آسیب پذیر در اسطوره های خود از سه مرحله زندگی گذر می کنند: مرحله شادمانی و رضایت خاطر، مرحله ای که مورد ستم و تعدی قرار می گیرند، زجر می کشند و به روان پریشی دچار می گردند و سرانجام مرحله بازیابی و دگرگونی خویشتن. او قادر است با قدرت پیش بینی مشکلات خود، از بروز آنها جلوگیری کرده و از برخی ناراحتیهای ناشی از آنها نیز برحذر باشد. برای مثال، زن هرایی با تامل و اندیشیدن متفکرانه می تواند از حزن و اندوه بالقوه یک ازدواج شتابزده پیشگیری کند. از آنجا که او سرنوشت خود را به دست همسرش می سپارد، باید بیاموزد که چگونه شخصیت همسر آینده و توانایی او در دوست داشتن را قبل از تصمیم به ازدواج ارزیابی کند. برای زن دیمیتری که غریزه مادر شدنش آن چنان قوی است که به عواقب کار نمی اندیشد، پیشگیری و گزینش شرایط و وقت مناسب برای حامله شدن بسیار مهم است. برای دختر پرسفونی هم بهتر است که به قصد دانشگاه رفتن یا کار کردن از خانه دور شود و از محدوده دختر مطیع مادر بودن فراتر رود و رشد یابد.

گرچه خدابانوان آسیب پذیر فاقد خصوصیات لازم برای نیل به مقصود خویشند، می توانند آرتمیس یا آتنای وجود خود را کشف کنند و با رشد تواناییها و نیز رقابتجویی در دنیای بیرون، بخش نهفته "نرینه شان" را بازیابند. آنها همچنین می توانند به کشف ابعاد روحانی و جسمانی خود نائل شوند که مربوط به هستیا، خدابانوی آتشکده و آفرودیت، خدابانوی عشق است.

 

هرا: خدابانوی زناشویی، وفادار به عهد و پیمان و همسر.

رومیها او را ژونو می نامیدند. همسرش زئوس (ژوپیتر) خدای خدایان المپیها بود. هرا به معنای "بزرگ بانو"، مونث لغت یونانی هیرو است. او را "گاو چشم" لقب داده اند. گاو، راه شیری، گل زنبق و همچنین پر رنگین کمان طاووس و چشم ترسیم شده بر آن به نشان چشمان مراقب و هوشیار هرا، رموز تشبیهی او محسوب می شوند. گاو مقدس از دیرباز تصویر خدابانوی کبیر روزی دهنده بوده. هرا دارای دو جنبه متناقض بود: از یک طرف به عنوان خدابانوی توانای زناشویی با تشریفات والایی پرستش و ستایش می شد و از طرف دیگر در اشعار هومر به حد زنی کینه توز، ستیزه جو و حسود تنزل یافت. گرچه اسطوره های یونانی بیشتر بخش توهینها و کینه توزیهای زندگی هرا را مورد تاکید قرار می دهد، اما آیینهای پرستش او گویای عظمت و احترام والای او بود.

کهن نمونه هرا: هرا در مقام خدابانوی زناشویی هم محترم و مقدس بود و هم توهین و تحقیر می شد. ابعاد دوگانه خوب و بد او بیش از هر خدابانوی دیگری قابل تشخیص است. 1- همسر: در زنی که این کهن نمونه قدرت دارد، زندگی بدون وصلت با مرد ناقص است، زیرا انگیزه اصلی این خدابانو ازدواج و زناشویی است. برای زن هرایی داشتن رابطه ای محکم و متعهد بسیار ارضاکننده است، اما آرزوی نهاییش همواره ازدواج است. خواستار احترام، مقام و حرمتی است که با ازدواج می آید و دلش می خواهد به نام "خانم فلانی" شناخته شود. نظر و قضاوت دیگران برایش مهم است و ترجیح می دهد جشن عروسی مفصلی داشته باشد تا اینکه با یک عقد رسمی و مختصر سر و ته قضیه را هم بیاورد. کهن نمونه هرا از طرف جامعه به شدت حمایت می شود. ذهنیت "کشتی نوح" همچنان پابرجاست: انسانها نیز مثل کفش یا جوراب باید جفت باشند. با این باور جمعی، زنان مجرد احساس می کنند که وصله ناجوری هستند. بنابراین، کهن نمونه هرا هم از طریق عواقب منفی سرپیچی از آن و هم به واسطه اعتبار ناشی از همراهی با آن تقویت می شود. 2- توانای متعهد بودن: کهن نمونه هرا نمودار توانایی در ایجاد پیوند، وفاداری به عهد و پیمان و تحمل و استقامت در رابطه است. در زنی که هرا نیروی انگیزش است، پیمان و تعهد مشروط و مقید به چیزی نیست. ازدواج برایش پیوندی جاودانی است، چه در خوشی و چه در ناخوشی. بدون وجود هرا در زن، روابط کوتاه مدت است و در برخورد با مشکلات و یا پس از گذشت افسون اولیه قطع می شود. وقتی زنان بدون حضور درونی هرا ازدواج می کنند، گویی پیوندشان ناقص است. 3- پیوند مقدس: معنویت زناشویی در سه مقصود است: رضایت درون از همسروار بودن، تایید پیوند ازدواج از طرف عموم و نیز جنبه عرفانی و والای گرایش به سوی یگانگی و وحدت وجود که از طریق کهن نمونه زناشویی تجلی می یابد. اگر پیوند مقدس ازدواج در خواب پدیدار شود، همان تاثیر تکان دهنده را دارد. آنچه از خواب به خاطر می ماند، عظمت و حیرت آن لحظه است. مردم غالبا برای توصیف این پیوند و ارتباط مقدس در خواب، از تشبیهات نیرو و انرژی الکتریسیته استفاده می کنند. 4- زن نارو خورده (نمونه منفی هرا): کهن نمونه هرا زن را آماده می کند تقصیر و گناه شوهر را به دیگران منتقل سازد، زیرا خود از نظر عاطفی به شوهر وابسته است. واکنش زنان هرایی در برابر شکست و محنت، بیشتر خشم و عصیان است (این واکنش برای دیمیتر و پرسفون افسردگی است). کینه توزی ترفندی ذهنی است که به زن به جای احساس انزوا، احساس قدرت می بخشد.

پرورش هرا: احتیاج به کهن نمونه هرا برای برخی از زنان در اوایل میانسالی پدیدار می شود، پیش از آن یا زندگی پر از روابط کوتاه مدت بوده و یا تمرکز و حواس متوجه حرفه و اعداف دیگر، به طوری که مساله ازدواج تقدم نداشته است. تا آن برهه از زندگی یا تمایلات آفرودیتی برای تجربه روابط متعدد، یا میل پرسفون برای فرار از مسئولیت و تعهد و یا انگیزه های تمرکز هوش و حواس بر اهداف مادی بوده که او را از پیوند زناشویی دور نگاه داشته است. اگر میل به پیوند با شریک زندگی آن قدرها شدید نباشد، می توان آن را آگاهانه پرورش داد. این فقط وقتی ممکن است که زن نیاز به تعهد را تشخیص دهد و بخواهد آن را حفظ کند و شرایط نیز بر وفق مراد او باشد، مثلا اگر دلباخته مردی است که خواهان و یا نیازمند وفاداری در پیمان زناشویی است، آن وقت تصمیم با اوست که برای حفظ این رابطه بین هوسرانی آفرودیتی یا استقلال آرتمیسی و تمایلات هرایی، هرا را برگزیند. تصمیمی هوشیارانه برای هرا بودن، پیوند زن با این کهن نمونه را تحکیم می بخشد.

هرا، یک زن: زن هرایی امروزی به سهولت قابل شناسایی است. هنگام مراسم ازدواج، عروسی شادمان و بشاش است که با رضایت خاطر به سوی داماد منتظر گام برمی دارد. زمانی هم که از خیانت شوهر مطلع می شود و خشم خود را متوجه زن رقیب می کند، هرای سلیطه و ستیزه جوست. هرا را می توان در روح همه زنانی یافت که با اولین مرد زندگیشان پیوند زناشویی می بندند و سالیان دراز همسری وفادار باقی می مانند تا اینکه پس از مرگ شوهر بیوه شده و با درآمد محدود دولت سر می کنند. زن هرایی از اینکه شوهرش مرکز زندگیش باشد، راضی و خشنود است. پس از چندی بر همه اطرافیانش واضح و مبرهن می شود که شوهرش بر هر کس دیگر تقدم دارد. فرزندان زن هرایی نیز این مساله را تشخیص می دهند: بهترینها همیشه برای شوهر نگاه داشته می شود.

اوان زندگی: هرای کوچک را می توان در سنین چهار و پنج سالگی دید که مشغول خاله بازی است و در حالی که همبازی خود را به طرف در راهنمایی می کند، می گوید، "تو حالا بابا بشو و برو سر کار". بعد ادای بزرگترها را در می آورد، آب و جارو می کند، میز غذا را می چیند و در انتظار لحظه باشکوه اوج که همان بازگشت همسر به خانه است، می نشیند. (دیمیتر کوچک که دلش می خواهد مامان بشود، عروسکش را داخل کالسکه می گذارد و ساعتها سرگرم تغذیه، لباس پوشاندن و خواباندن "کودکش" می شود).

والدین: هرا تنها بچه ای بود که دارای دو جفت والدین بود. زمانی که از شکم پدر رهایی یافت، به دامن دو الهه عناصر طبیعی تحت عنوان دایه سپرده شد. داشتن دو جفت والدین متفاوت –یا دو نمونه زندگی زناشویی- زمینه آشنایی برای زنان هرایی است. در وضعیت خانوادگی نامطلوب که بسیاری از کودکان نسبت به ازدواج بی اعتماد و بدگمان می شوند، هرای کوچک با رویای داشتن خانواده ای خوب خود را نجات می دهد.

دوران بلوغ و نوجوانی: او به دنبال مرد جوانی است که از جایگاه والایی برخوردار باشد و برایش امنیت عاطفی فراهم آورد. پس از اینکه نیمه دیگر خود را یافت، شروع به معاشرت با زوجهای دیگر می کند و اکثرا به اشخاص مجرد به دیده تحقیر می نگرد. بسیاری از زنان هرایی در سالهای دبیرستان و یا بلافاصله پس از فارغ التحصیلی ازدواج می کنند تا بتوانند هرچه زودتر بازی زناشویی خود را آغاز کنند. برای زن هرایی تحصیل علم به خودی خود اهمیت ندارد و شاید صرفا بخشی از مقام و موقعیت اجتماعی او باشد.

حرفه: برای زن هرایی پیگیری حرفه همچون تحصیلات دانشگاهی جایگاه ثانوی دارد. کار و حرفه بخش اصلی زندگیش را تشکیل نمی دهد. زن هرایی شاید در حرفه خود بسیار ماهر هم باشد و در آن موفق به کسب وجهه و مقام گردد، اما اگر ازدواج نکرده باشد، هیچ یک از آنها مایه شادمانیش نمی شود. به رغم تمامی امتیازهایش او (از دید خود) در آنچه اهمیت دارد، باخته است. اگر ازدواج کرده باشد، طبیعتا نیازها و امیال همسرش تقدم می یابد و او ساعتهای کاری و فراغت خود را طوری تنظیم می کند که مطابق خواسته های همسرش باشد. زن هرایی فقط در ظاهر امر هم همسر و هم شاغل است: شغل اصلی او در حقیقت زناشویی است. هیچ وقت نمی گوید که شغلش به اندازه شغل همسر اهمیت دارد. برای چنین ادعایی وجود خدابانوان دیگر ضروری است.

روابط با زنان (موجود بی ارزش): زن هرایی اهمیت زیادی به دوستش با زنان نمی دهد و اکثرا هم فاقد دوست صمیمی است. ترجیح می دهد با همسرش باشد و در کنار او وقت بگذراند. اگر هنوز ازدواج نکرده باشد، ملاقات مردان مجرد مهم ترین مساله اوست. برای این مقصود گاه با دختران و زنان دیگر همراه می شود، زیرا تنها رفتن به بعضی اماکن شاید مناسب نباشد. اما به محض ایجاد رابطه ای پایدار و یافتن زوج، دیگر اهمیتی به دوستان مجرد نمی دهد و فراموششان می کند. پس از ازدواج، همه معاشرتهایش با دوستان مزدوج است. شراکتش با زنان دیگر نیز به ویژه به همسر و شغل او ارتباط دارد. کیفیت ارتباط زن هرایی با زنان مزدوج بیشتر در قالب معاشرتهای دوستانه است تا نزدیکی و صمیمیت. زن هرایی به راحتی می تواند "دوست" بیوه و یا مطلقه خود را پس از سالها کنار بگذارد، زیرا آنها دیگر زوجی ندارند. زنان هرایی با یکدیگر نیز چنین رفتاری می کنند و به این ترتیب بیانگر این باور عمیق خود هستند که زن بدون شوهر هیچ است.

روابط با مردان (انتظار رضایت و خرسندی): زن امروزی نیز از همسر خود این انتظار کهن نمونه ای (فراهم آورنده رضایت و خرسندی) را دارد که آرزوهایش را تحقق بخشد. زن هرایی به سوی مردانی موفق و با کفایت کشش پیدا می کند که البته این موفقیت و لیاقت بسته به طبقات اجتماعی و خانوادگی تعبیرات متفاوتی دارد. هنرمندان آس و پاس، شاعران خوش ذوق و حساس و یا دانشمندان بی درآمد به درد او نمی خورند. مردانی که به خاطر اصالت هنر و یا اصول اخلاقی زندگی می کنند، به هیچ وجه توجه او را جلب نمی کنند. بارها اتفاق می افتد که زن هرایی با ترکیبی از این دو ویژگی، یعنی با موجوداتی کوچک و نیازمند مهر و محبت و مردی با قدرت ازدواج می کند. عدم بلوغ عاطفی و احساسی در مرد موجب می شود تا او در ارتباط با زنان به جای عمق و معنا به دنبال تنوع و تعدد باشد. اگر زن هرایی به ازدواج مردی چون زئوس درآید که دروغگو است و به دنبال زنان دیگر می رود و اگر او هر بار دروغهای همسر را باور کند –این مشخصه هراست، زیرا می خواهد باور کند- به دفعات مکرر آزارده می شود. بسیاری از زنان هرایی در شناخت شخصیت و الگوهای رفتاری ناتوانند و این نقطه ضعفشان است. در ارزیابی و داوری انسانها، زن هرایی اکثرا به ظاهر قضایا توجه می کند و نه به احتمالات در پس ظاهر.

امیال جنسی: برای زن هرایی مقوله ازدواج و جنسیت یکی است. به این ترتیب او اغلب تا زمان نامزدی و یا ازدواجش باکره باقی می ماند و نیز به خاطر بی تجربگی در این مورد، برای تحریک شدن و به هیجان آمدن کاملا به شوهر وابسته است. احتمالا اندیشه عشق ورزی از روی وظیفه اولین بار از جانب زنان هرایی پدید آمد. بعید نیست که زنان هرایی در سالهای ابتدایی زناشوییشان هرگز اوج و شور جنسی را تجربه نکنند. تغییر این وضعیت در سالهای بعدی مشروط به بیداری کهن نمونه آفرودیت در زندگی زناشوییشان است.

پیوند زناشویی: روز عروسی زن هرایی مهم ترین روز زندگیش محسوب می شود. در آن روز صاحب نام و هویت جدیدی می شود (او هیچ وقت نام پدری خود را حفظ نمی کند). زندگی حرفه ای جنبه ای دیگر از زندگی است که هرا خود را با آن تطبیق می دهد. او قادر است همگام با همسرش از پلکان ترقی بالا رود، به جای دیگر سفر کند یا راهی جدید در پیش گیرد و به سهولت دوستان سابق خود را پشت سر گذارد. خوشبختی و شادمانی زن هرایی مشروط به سه عامل است: وفاداری شوهر، درجه احترامش به زناشویی و نیز حس قدردانیش از مقام همسری او. اما زن هرایی معمولا همسر مردی موفق می شود که بیشترین وقت خود را صرف کارش می کند. بدین ترتیب بسیاری از زنان هرایی، به رغم موقعیتشان و حتی اگر خیانت جنسی هم اتفاق نیفتد، در زندگی احساس بی چیزی و نارضایتی می کنند. ازدواجی که مورد احترام شوهر نباشد، تمام و کمال ارضاکننده نیست. برای زن هرایی بی توجهی شوهر بسیار زجرآور است. چنین شوهری غالبا غرق مشغولیتها، بده بستانهای مالی و سیاست بازی است. او زن را شریک خود نمی داند، به طوری که زن احساس ناچیزی و تهی بودن می کند. با وجود ناخرسندیهای بسیار، زن هرایی تمایلی به جدایی و طلاق ندارد و به بی حرمتی و رفتار ناهنجار تن می دهد. او با تمام وجود پیوند زناشویی می بندد و طلاق برایش مفهومی کاملا بیگانه است، حتی وقتی که اتفاق می افتد. زن هرایی حتی گاه بعد از طلاق نیز خود را زن شوهر سابق حس می کند و از اینکه نیست، بسیار زجر می کشد. این واکنش او نه تنها خودش بلکه اطرافیان را نیز ناراحت می کند. رهایی از این وابستگی عمیق کهن نمونه ای، به عبارتی وابستگی پیوند زناشویی حتی پس از طلاق، گاه تلاشهای طولانی مدت روان درمانی می طلبد.

فرزندان: زن هرایی معمولا صاحب فرزند می شود، زیرا این کار را جزء وظایف همسری خود می داند. اما خودش چندان هم غریزه مادری ندارد. بدون حضور کهن نمونه آرتمیس و آتنا از شرکت در فعالیتهای کودکانش لذت نخواهد برد. به این ترتیب، اگر زن هرایی در صورت مادر شدن نتواند پیوند مادر-فرزندی ایجاد کند، حس فقدان این عشق و امنیت، فرزندانش را رنج می دهد. در صورت لزوم گزینش میان شوهر و فرزند، زن هرایی حاضر است برای حفظ شوهر نیازهای فرزند را نادیده بگیرد. غالبا با بیماران بزرگسالی مواجه می شوم که در بطن خانواده های سنتی پرورش یافته اند، خانواده هایی که در آن پدر سالار خانواده، نان آور و سلطه گر است. گرچه مادر مهربان و یاور آنها بوده، اما هرگز در جدال آنها با پدرشان مداخله نمی کرده و جانب آنها را نمی گرفته است. در مقابله با پدر –هرقدر هم خشن و غیرمنطقی- فرزندان مجبور بودند به تنهایی قد علم کنند. "تو حق نداری با پدرت این طور حرف بزنی!" با این دخالت مادر، دختر به نقشی که او همیشه بازی می کرد پی برد. واکنش مادر مشخصه زن هرایی است که به شوهر خود وفادار است. فرزند به چه جراتی با پدر روبرو می شود! پدر زئوس و حاکم مطلق است. هیچ فرزندی حق ندارد باعث ناراحتی او شود! او همچون پرنده نحیف و لرزانی که به مهربانی و حمایت هرا نیاز داشت، آسیب پذیر است.

میانسالی: رضایت سالهای میانی زندگی هرا مشروط بر این است که آیا ازدواج کرده یا نه و اگر کرده با چه کسی. این سالها برای زن هرایی که در رابطه زناشویی پایداری قرار دارد و شوهر نیز به درجاتی از توفیق اجتماعی رسیده و قدر زن خود را می داند، سالهای بسیار خوبی است. برای زن هرایی مجرد، طلاق گرفته و یا بیوه شده، این سالها پر از درماندگی و بدبختی است.

کهنسالی: برای زن هرایی که از دوشیزگی به مرحله تکامل رسیده، دوران بیوگی سخت ترین سالهای زندگی است. زن هرایی با بیوه شدن نه تنها شوهر بلکه حس هویت و معنای زندگی خویش را نیز از دست می دهد، به طوری که احساس بی چیزی و بی ارزشی می کند. از آنجا که همیشه بیشترین اهمیت را به شوهر خود داده، با فرزندانش احساس نزدیکی و صمیمیت نمی کند. دوستان زیادی هم ندارد، زیرا همیشه معاشرتهای اجتماعی خود را محدود به دوستان و همکاران شوهر کرده است.

مشکلات روانی: 1- همسانی با هرا: زندگی با "هرا" به منزله همگونی با نقش و هویت همسر بودن است. اینکه آیا چنین نقشی معنا و رضایت خاطر به همراه دارد یا درد و خشم، مشروط به کیفیت رابطه زناشویی و حس وفاداری شوهر است.  زن هرایی پس از ازدواج گستره فعالیتهای خود را محدود می سازد و صرفا به وظایف همسری و علایق شوهر می پردازد. شوهر زن هرایی پس از ازدواج متوجه می شود که همسرش همان زن قبل از ازدواج نیست و اینکه او قبل از محدود کردن خود به نقش همسری دارای علایق گسترده تری بود. مرد حتی احساس می کند کیفیت زندگی جنسیشان قبل از ازدواج بهتر بوده است. شوهران حسود و انحصارطلب که از همسرانشان توقع اطاعت دارند، در راهی هماهنگ با کهن نمونه هرا عمل کرده، زن را به بودنی هراگونه تقلیل می دهند. 2- انتظارات برآورده نشده: بعضی از دختران هرایی بعد از مراسم ازدواج بسیار مایوس می شوند و حتی احساس فریب خوردگی می کنند، گویی شوهر قولی داده که اکنون از عهده انجامش برنمی آید. اما در واقع شوهر تقصیری ندارد، بلکه این توقعات کهن نمونه ای زن است که تصویر زئوس راضی کننده را در شوهر جستجو می کند. بسیاری از زنان هرایی از مرد آرمانی خود تصویری ذهنی دارند و همان را از او متوقع می شوند و اگر شوهر خارج از آن تصویر عمل کند، عیبجو و عصبانی می گردند. 3- گرفتار بین کهن نمونه و فرهنگ: زن هرایی بیش از هر زن دیگر به زناشویی خود –چه این زناشویی خوب باشد و چه بد- پایبند است. در صورت ناموفق بودن این پیوند، باز هم کهن نمونه هرا و فرهنگ جامعه سعی در حفظ زناشویی دارند. 4- سرکوب شده یا سرکوبگر: این کهن نمونه می تواند زنان را سرکوب کند. دختر ازدواج نکرده ممکن است احساس نقص و درماندگی کند و نیز شاید مجبور به ازدواجی نامناسب شود. زنی هم که در ازدواج بد و نامناسب قرار می گیرد، قادر به ترک زندگی زناشویی خود نیست. هرا بیش از هر خدابانوی دیگر رنج و محنت کشید (غیر از دیمیتر که درد و رنجش از نوعی دیگر بود) و نیز بیش از هر خدابانوی دیگر کینه توزانه دیگران را شکنجه و آزار داد و باعث خرابی و انهدام شد. در زنان امروزی این جنبه ویرانگر به صورتذهنیتی قضاوتجو و منتقد و یا رفتاری بسیار مخرب جلوه گر می شود. آنها با مادران مجردی که برای تامین معاش خود و فرزندانشان به مراجع دولتی روی می آورند، هیچ گونه همدردی نمی کنند و از درک زنان مظلوم تجاوز شده محرومند. 5- علائم مدآ: اصطلاح "مدآ" توصیفی مناسب برای زن کینه توز هرایی است که خیانت دیده، طرد شده و آماده هر نوع انتقامجویی است. اسطوره مدآ تمثیلی است که زن هرایی را چه از نظر قدرتش در وفاداری به شوهر و پیمان زناشویی و چه از جهت انتقام ورزیش -مثلا آن گاه که در می یابد پیمانی که برای او مقدس بوده، از دید شوهر به هیچ گرفته شده- توصیف می کند.

طرق رشد و تحول: اولین گام برای رشد و تحول، شناخت تاثیرات و درک نقاط ضعف نیروی هرایی است. وقتی زنی تحت نفوذ هرای درونی است، بدون در نظر گرفتن خوب و بد عواقب تصمیمش به اولین کاندیدای قابل احترامی که از راه می رسد جواب مثبت می دهد. برای او مقاومت در برابر چنین میلی تا زمانی که شناخت بیشتری از همسر آینده اش پیدا نکرده باشد، ضروری است. زیرا پس از زادواج او کاملا به شخصیت مرد و توانایی مهر ورزیش متکی است. اینکه او هرای راضی یا هرای کینه توز و ناامید باشد، به تصمیم شوهر بستگی دارد. 1- تحول فراسوی هرا: گرچه ازدواج مناسب منشا معنویت و شادکامی زندگی هرایی است، با این وجود محدود بودن در قالب یک همسر، توانایی رشد شخصیتی و روانی او را برای مقابله با دشواریهای زندگی نظیر مرگ همسر و یا طلاق به حداقل می رساند. به بخشهای دیگر شخصیت که تا به حال آنها را نادیده می گرفت، بپردازد و به این ترتیب زندگی خود و نیز زندگی زناشوییش را غنی تر سازد. بنای زناشوییهای سنتی بر این پایه است که زن و مرد هر یک نیمی از یک کل را تشکیل می دهند و نقش و وظیفه خاص خود را دارند. اختصاص وظایف به این صورت، هر یک را از رشد و نیل به کمال باز می دارد. زن هرایی می تواند به جای واکنش، به الگوی رفتاری زناشویی خود با دیدی ژرف تر بنگرد تا متوجه شود در قالبی زندگی می کند که بهترین حالت آن محدودکننده و بدترین حالتش ویرانگر است. 2- زناشویی به منزله تجربه ای آموزنده: زن هرایی آسیب پذیر به سهولت در دام حسادت گرفتار می شود. با کوچکترین موردی به شک و تردید دچار می شود و با کمترین بی توجهی از جانب شوهر در انظار عموم خود را ناچیز و حقیر می یابد. 3- دگرگونی خشم و درد به نیروی کار خلاق (راه حل هفایستوس): وقتی زن هرایی در دام ازدواجی ناخوشایند و یا در دام مظلومیت و انتقمجویی می افتد، خوب است به اسطوره رهایی هفایستوس، پسر هرا و خدای آهنگر توجه کند. هفایستوس نماد قدرت درون است که به رغم طرد شدن از جانب هرا همچنان روشنگر راهی نیکو برای زنان هرایی می باشد. او نمودار این امکان است که می توان خشم آتشفشانی را مهار و آن را به نیروی خلاق و آفریننده زره و هنر آلات تبدیل کرد. زن هرایی خشمگین و واخورده می تواند انتخاب کند: یا بگذارد خشم بر اوغالب شود و او را ببلعد و یا اینکه با چیره شده بر خشم، آن را مهار کند و به امکانات پیش روی خود بنگرد. اگر ببیند که خشم و حسادت او را فلج کرده است، می تواند از این نیرو در جهت کاری خلاق بهره گیرد. می تواند سفالگری کند و آتش خشمش را با آتش کوره یکی سازد و در این فرایند خود نیز دگرگون شود. یا اینکه شور عاطفی خود را از طریق نقاشی و نوشتن نمایان کند. هر نوع کار فکری و یدی می تواند در مهار خشم به او یاری رساند. 4- ارزیابی امکان آشتی (واقعیت در مقابل اسطوره): زن هرایی باید بر این گرایش خود واقف شود که نمی تواند ترک همسر را به راحتی باور کند. برای او مهم است به جای انکار واقعیت، شواهد موجود را بپذیرد. فقط با کنار گذاشتن امید واهی آشتی می تواند عقده دل خویش را خالی ساخته و آن گاه با روحیه ای جدید به زندگی ادامه دهد. بسیاری از زنان هرایی امیدوارند که همسرشان زن جدید را رها کرده، به سوی آنها بازگردد. 5- دوره تکاملی خویش: امکان تکمیل یک دوره و آغاز دوره ای جدید در ذات اسطوره هرا نهفته است. هنگام آیین پرستش سالانه، در بهار به هرای دوشیزه، در تابستان و پاییز به هرای کامل و راضی و در زمستان به هرای بیوه ارج می نهادند. زن هرایی که درگیر ازدواجی ناکام است، می تواند با ترک زناشویی –که جز پوچی، ستم و بی وفایی چیز دیگری برایش به ارمغان نمی آورد- خود را از نظر عاطفی "بیوه" کند. بعد از این مرحله آغازی نوین در انتظارش است و این بار می تواند دست به انتخابی آگاهانه بزند.

 

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}