خلاصه کتاب انواع زنان2
آتنا: خدابانوی عقل و مهارت، مدبری رزم آور و دختر عزیز کرده پدر.
در میان رومیها به مینروا معروف است. خدابانویی باوقار و زیبا، حامی مرد قهرمان برگزیده خود و همچنین محافظ شهر همنامش آتن بود. او تنخا خدابانوی المپی است که با زره جنگی مجسم شده است. به هنگام جنگ در گستره تدابیر رزمی عمل می کرد و در زمان صلح در حیطه صنایع دستی می درخشید. او را با تیری در یک دست و قدح یا دوک نخ ریسی در دست دیگر نیز ترسیم کرده اند. خدابانوی بافندگان، زرگران، سفالگران و خیاطان بود. هدیه خاص او به آتن درخت زیتون بود که به پرورش زیتون منجر گردید. غالبا با نشانه جغد تصویر شده است، پرنده ای با چشمهای برجسته و نیز در پیوند با عقلانیت که هر دو، ویژگی این خدابانو است. به روی سپر و حاشیه ردای او نیز مارهای درهم پیچیده ای طراحی شده است. اگر در جایی آتنا با همراهی مجسم شده باشد، آن همراه بی شک یک مرد است. تدبیراندیشی، کارایی و دستاوردهای عینی، از نشانه های حکمت خاص اوست. آتنا به تفکر عقلانی ارج می نهد و حیطه اراده و عقل را برتر از غریزه و ذات می داند. به نشانه آتنا (برخلاف آرتمیس) باید طبیعت را رام کرد و زیر سلطه بشر درآورد.
او در هیئت زنی بالغ با زره درخشان طلایی بر تن، نیزه ای تیز در دست و نعره ای خصمانه از سر زئوس بیرون آمد. تولد او بی شباهت به عمل سزارین نبود. آتنا خود را فرزند بی مادر زئوس می پنداشت و همیشه در ارتباط با پدر بود. تنها المپی بود که زئوس آذرخش و سپر خود را، که نشانه قدرت و نفوذش بود، با اطمینان خاطر به او می سپرد. مادرش متیس بود متیس اولین همسر رسمی زئوس، خدابانوی اقیانوس و نماینده عقل و دانایی بود. آتنا حامی، وکیل و هم پیمان مرد قهرمانان خویش بود. آتنا علاوه بر آنکه مدافع مرد قهرمانان برگزیده خود و نزدیکترین المپی به زئوس بود از نظام پدرسالاری نیز طرفداری می کرد. از آنجا که مادر فقط پرورش دهنده تخمی است که پدر می کارد، در نتیجه مرد بر زن ارجحیت دارد.
کهن نمونه آتنا: خدابانوی عقل به خاطر تدبیراندیشی و راه حلهای عملیش شهرت داشت. آتنا الگوی شخصیتی زنانی است که تحت فرمان عقلشان هستند و از قلبشان پیروی نمی کنند. نشانگر این واقعیت است که خوب اندیشیدن، مقاومت در اوج بحران عاطفی و تدبیر کردن برغم تضادها خصایص ذاتی برخی از زنان است. انیموس یا بخش نرینه اش مسئول اندیشیدن او نیست، بلکه خود زنانه اش است که با وضوح و برای خویش می اندیشد. مفهوم آتنا در جایگاه کهن نمونه ای برخوردار از تفکر عقلانی، فرضیه یونگ را رد می کند. بنابر نظریه یونگ، تفکر زنان به وسیله انیموس نرینه شان صورت می گیرد که گفته می شود از خود مادینه شان متمایز است. اگر در زنی انگیزه همسریابی هرا در کار باشد، آتنا می تواند با ارزیابی وضعیت موجود، برای دستیابی به مرد مورد نظر تدبیری بیندیشد. موفقیت و کامیابی در برنامه هایی نظیر تشکیل مرکز بهداشت و سلامت زنان و یا مرکز مطالعاتی زنان که آرتمیس الهامبخش آن باشد، احتمالا به زیرکی و هشیاری آتنا بستگی خواهد داشت. در بحبوحه جریانهای عاطفی، زن می تواند با فراخواندن آتنای وجودش اعتدال منطقی و روانی خود را حفظ کند. 1- خدابانوی باکره: سرسختی و دست نخوردگی. انگیزه روانی این زن اولویتهای خودش است. به جای پاسخگویی به نیازهای دیگران، بر خواسته های خویش متمرکز شود. وجه تمایز آتنا با آؤتمیس و هستیا در این است که او به دوستی و رفاقت با مردان تمایل دارد. آتنا حضور در فعالیتهای مردانه را به جدایی و نیز کناره گیری از آنها ترجیح می دهد، اما بخش باکره وجودش او را از درگیری جنسی و عاطفی با مردان همکارش مصون می دارد. او قادر است بدون برقرار کردن رابطه جنسی و یا نزدیکی عاطفی، دوست، همکار و محرم راز مردان باشد. در مقایسه با آرتمیس، آتنا مظهر نوع مسن تر و بالغ تر خدابانوی باکره است. گرایش واقع بینانه آتنا به امور دنیوی، ذهنیت عملگرا، قدرت انطباقش با ارزشهای "بالغ وار" (آن طور که سنت دیکته می کند) و فقدان آرمانگرایی و رویابافی، همگی از او نمونه ای از یک زن "بالغ معقول" ترسیم می کند. 2- رزم آرا: دانایی آتنا بسان فرمانده ای در راس نیروهای ارتشی یا تاجری رقابتجو در مانورهای تجاری عمل می کرد. در زمینه های تجارت، فرهنگ و آموزش، علوم، ارتش و سیاست شکوفایی دارد. آتنا را می توان در زنی مشاهده کرد که تحصیلات عالیه اش در مدیریت و بازرگانی است و در کنار مردی با قدرت و پرنفوذ راه پیشرفت خود را هموار می کند.او از این قابلیت یا در مسیر پیشبرد اهداف خویش و یا به عنوان همراه و مشاور در راه پیشرفت مردی جاه طلب بهره می گیرد. کهن نمونه آتنا در زنانی جولان می دهد که "آخر خط" را می بینند، تفکری واقع بینانه و عمل گرایانه دارند و به هیچ وجه تحت تاثیر عواطف و احساسات رفتار نمی کنند. بر اعمال و نحوه دستیابی به خواسته های خویش آگاه می شود. سیاستمداری –که تدبیراندیشی، قدرت طلبی و مانورهای حیله گرانه را در خود دارد- گستره ای است که آتنا در آن می درخشد. "خونسردی" در مواقع حساس. حیله گری "سنگدل". زنی که به کسب درجه دکترا نائل گردیده و در کار دانشگاهی موفق و موثر است نیز به همان اندازه کیفیتهای آتنایی دارد. هوشمندی و فراست به تنهایی کفایت نمی کند، بلکه ملاحظات مدبرانه و سیاستمدارانه نیز لازم است. او همواره از لدت فعالیت همزمان فکر و جسمش یاد کرده است (تلفیق قدرت عقل و مهارت دست از جنبه های آتناست). 3- زن صنعتکار: آتنا خدابانوی حرفه و صنعت، همواره درگیر ساختن اشیایی بود که هم کارایی داشتند و هم از هنر زیبایی بهره مند بودند. اما هنر بافندگی او، که نیازمند به کارگیری همزمان قدرت ذهن و دست بود، شهرت بسیار داشت. برای آفرینش یک کار بافتنی باید ابتدا طرح آن را ریخت و سپس رج به رج و با روشی خاص بدان شکل بخشید. این شیوه کاری مشخصه کهن نمونه آتناست که بر دوراندیشی، طرح ریزی، مهارت در کار و نیز صبر و شکیبایی تکیه می کند. برای حفظ بقاء و پیشرفت، قابلیتهای آتنایی ضروری است. 4- دختر عزیزکرده پدر: نماینده زنانی است که به سوی مردانی قدرتمند، پرنفوذ و با مسئولیت –مردانی که در قابلیت پدرسالار و "رئیس" جای می گیرند- جلب می شوند. آتنا زن را آماده ایجاد رابطه با مردان پرقدرتی می کند که در علایق و نقطه نظرات خویش با زن وجه مشترک دارند. زن از این رابطه انتظار وفاداری دوجانبه دارد. پس از پیمان وفاداری با مرد، مدافع سرسخت و "زن دست راستی" او می شود، از نفوذش بهره مند می گردد و از منافعش پاسداری می کند. بسیاری از منشیهای وفادار که زندگی خود را وقف خدمت به روسای خود می کنند، همان زنان آتنایی هستند. از حقوق و ارزشهای پدرسالاری دفاع می کند، به عبارت بهتر بر تداوم سنت مردانه و حقانیت قدرت مردان اصرار می ورزد. اغلب از وضعیت موجود راضی هستند و هنجارهای رفتاری رایج را می پذیرند. غالبا از نظر سیاسی محافظه کارند و با هر تغییری مخالفت می ورزند. با قشر محروم، ضعیف و شورشی جامعه هیچ گونه حس همدردی ندارد. 5- محدوده تعادل طلایی: همیشه طالب میانه روی است و در "محدوه تعادل طلایی" زندگی می کند. افراط غالبا نتیجه احساسات تحریک شده یا احتیاجات شدید است و نیز از ذاتی تندرو، حق به جانب، ترسو یا طماع سرچشمه می گیرد که البته همه اینها با آتنای منطقی در تضاد است. گرایش فطری آتنا به کنترل وقایع، توجه به نتایج و نیز تغییر مسیر فعالیت در صورت کارساز نبودن آن، تعادل طلایی را برایش تضمین می کند. 6- آتنای زره پوش: زره عقلانیت. در اوج بحرانهای عاطفی و تضادهای درونی، آتنا قادر است احساسات را کاملا انکار کند، همچنان به نظارت وقایع و تحلیل آنها بپردازد و قدم بعدی خویش را برگزیند. در دنیای رقابتگرای ما، کهن نمونه آـنا بر کهن نمونه آرتمیس برتری دارد. گرچه زن آرتمیسی هدفگرا و رقابتجوست، اما مسلح نیست، همان طور که آرتمیس خدابانو با پیراهنی کوتاه بر تن مسلح نبود. اگر کهن نمونه زنی آرتمیس باشد و نه آتنا، در آن صورت او هر توع عمل خصمانه و فریبکارانه را برخوردی شخصی تلقی کرده، آزرده خاطر، خشمگین و در نهایت احساساتی می شود و در کارش خلل وارد می آید. اما تحت همین شرایط، آتنا وقایع را با خونسردی ارزیابی می کند و پیش می رود.
پرورش آتنا: از طریق تحصیل و حرفه در خود پرورش دهند. تحصیل علم نیازمند ویژگیهای آتنایی است. با جدی گرفتن مدرسه و تحصیل، زن عادت به مطالعه را در خود پرورش می دهد. رفتار "حرفه ای" مستلزم آن است که زن منطقی، جدی و کاردان باشد. ناظری بی طرف باشد، منطقی فکر کند و مهارت حرفه ای را در خود پرورش دهد. تحصیل هر نوع علمی موجب پرورش این کهن نمونه می شود. آگاهی از واقعیتهای ملموس، واضح اندیشی، آمادگی برای امتحانات و گذراندن آنها همگی تمریناتی است که آتنای وجود را بیدار می کند. گاه نیز ضرورت زندگی باعث رشد آتنا می شود. دختر کوچکی که در خانواده ای متجاوز به حقوقش زندگی می کند، شاید نحوه پنهان کردن احساسات خود را بیاموزد و زره ای تدافعی بر تن کند. شاید با بی حسی خود، ارتباط با عواطفش را قطع کند تا بتواند امنیت داشته باشد. شاید بیاموزد که برای حفظ بقا باید زیرکانه نظارت کرد و رفتاری سنجیده داشت. هر زمان که زنی مظلوم برای نجات خویش و فرار از ظلم به طرح نقشه ای می پردازد، آتنای وجودش را فراخوانده است. از آتنا به عنوان خدابانوی "همیشه نزدیک" نام برد. او همواره در کنار قهرمانانش بود و از آنها حمایت می کرد، بی آنکه خود قابل رویت باشد. در گوششان پند و اندرز می خواند، خویشتنداری توصیه می کرد و همیشه در مقابله با حریف به آنها امتیاز می داد.
آتنا، یک زن: شخصیتی استوار و اجتماعی دارند، آنها فعال، ساده و بسیار متکی به نفسند و بی هیچ شکایتی به کارهای خویش می پردازند. معمولا از جسم سالمی برخوردار است، تضادهای فکری ندارند و به فعالیتهای ورزشی می پردازند. یکی از نمودهای او بهداشت و سلامت بود. ظاهری منزه و ساده دارد، لباسهای راحت و بادوام می پوشد و تحت تاثیر مد روز قرار نمی گیرد.
آتنای جوان: کودک آتنایی همانند :ودک آرتمیسی از توانایی تمرکز حواس برخوردار است. تمایلات روشنفکری آگاهانه دارد. سرش همیشه توی کتاب است و زمانی را که با خواندن سپری نمی کند، با سئوالهای خویش به دنبال پدر روان می شود، "پدر، چرا؟" یا "پدر، این چطوری کار می کنه؟" یا "پدر، به من هم نشون بده" (معمولا نمی پرسد "مامان، چرا؟"، مگر اینکه مادری آتنایی داشته باشد که به او پاسخهای منطقی دلخواهش را بدهد). دختر آتنایی کنجکاو و به دنبال کسب اطلاعات است و می خواهد بداند چیزها چگونه کار می کند.
والدین: زمانی که الگوی او یعنی پدرش از او پشتیبانی می کند، اعتماد به تواناییهایش حتمی است. اما همه زنان آتنایی پدرانی از قشر زئوس ندارند که مورد حمایتشان قرار گیرند. در این صورت یکی از اساسی ترین عوامل رشد شخصیتی غایب است. برخی زنان آتنایی پدرانی موفق دارند، اما این پدران بسیار مشغولند و به دختر خود توجهی نشان نمی دهند. بعضی پدران زئوسی هم اصرار دارند دخترشان چون دخترهای دیگر رفتاری سنتی داشته باشد. در نتیجه دختر آتنایی در روند رشد خود می آموزد که مورد قبول دیگران نیست و حتی آن گاه که در گزینش رشته و حرفه خود آزادی عمل دارد، نسبت به تواناییهای خویش بی اعتماد است. رشد خصایص ذاتی دختر آتنایی که پدرش هیچ شباهتی به زئوس ندارد –مثلا در کارش ناموفق است، الکلی یا شاعر و نویسنده ای گمنام است- ناقص می ماند. مادر دختر آتنایی اگر خود خصایص آتنایی نداشته باشد، معمولا مورد بی احترامی و ناسپاسی دختر قرار می گیرد. دختر آتنایی گاه مادر خود را شخصیتی بی کفایت فرض می کند. لفظ تکراری دختر این بود، "مادر، واقع بین باش!". این مادر در ادامه سخن خود می گفت: "گاهی دخترم این حس را به من می دهد که او مادر و من کودکی عقب افتاده و کودن هستم!". چنین مادری مثلا می گوید، "تو مثل ماشین حسابی!" یا "می شه لااقل تظاهر کنی که دختری!". زنی که خصایص آتناییش رشد کرده و بلندپرواز و متکی به خود است، غالبا والدینی از نوع زئوس-متیس داشته (پدری موفق و متشخص و مادری مهربان و پنهان از دید) و موقعیت او مانند پسر ارشد خانواده بوده است. زن آتنایی که نسبت به خود احساس خرسندی و رضایت دارد و با بلندپروازهای خود نیز در تعارض نیست، ممکن است دختر زوجی شاغل و یا فرزند مادری بسیار موفق باشد.
بلوغ و دوران نوجوانی: به شناخت موتور ماشین علاقه نشان می دهند و می دانند چگونه آلات مختلف را تعمیری کنند. با کامپیوتر احساس نزدیکی می کنند. برنامه ریزی کامپیوتر برایشان شاید مانند شناکردن مرغابی در آب راحت باشد، زیرا نحوه تفکر آنها مشخص و مستقیم است و به جزئیات نیز توجه دارند. آنها دخترانی هستند که از بازار بورس سهام شناخت دارند و سرمایه اندوزی و سرمایه گذاری می کنند. دختر آتنایی بسیاری اوقات فکر می کند که "بیشتر دخترها احمق و لوس هستند" و این همان ذهنیت پسران پیش از رسیدن به سن بلوغ است. در برخورد با یک حشره از آن نمی هراسد و بیشتر سعی در شناخت نوعیش دارد و از رفتار نازنازی دخترهای دیگر به حیرت می افتد. در بافندگی، خیاطی و سوزن دوزی مهارت نشان می دهد. از کارهای دستی گوناگون لذت می برد و شاید اینها علایق مشترک او با مادر یا دختران سنت گرایی باشد که خارج از این محدوده هیچ وجه مشترکی با او ندارند. صرف کیفیت هنری و نتیجه نهایی کار او را راضی می کند. برخلاف یعضی دختران دیگر بی دردسر هستند. جیغ و فریاد و زار زدن شیوه آنها نیست. تغییرات هورمونی نیز بندرت در رفتار و حالتهای احساسی آنها تغییر ایجاد می کند. سالهای دبیرستان را شاید اکثرا با پسرهای هم سطح خود بگذرانند و شاید هم در کلاس شطرنج یا در مسابقات تیزهوشی شرکت کنند. به ریاضیات علاقه دارند و در آن استعداد نشان می دهند و اوقات فراوانی را در آزمایشگاه فیزیک، شیمی و یا کامپیوتر سپری می کنند. دختر برونگرای آتنایی معمولا نسبت به محیط خود فوق العاده هوشیار است و از این توانایی در انتخاب دوستان و یا حفظ روابط اجتماعی بهره می گیرد. او می داند چگونه به رقابت با دیگران بپردازد و همزمان محبوبیت خویش را حفظ کند و با این همه خود را از کوچکترین درگیری عاطفی دور نگاه دارد.
حرفه: زن آتنایی می خواهد در زندگی به جایی برسد و در این مسیر سخت کوشاست. واقعیت را می پذیرد و خود را با آن تطبیق می دهد. سالهای جوانیش بسیار فعال و سازنده است. در هنرهای خانگی نیز (که از جمله محسنات اوست) تبحر دارد و با استفاده از ذهن عملگرا و دید ظریفش خانه را در نهایت کفایت اداره می کند. زنان آتنایی هرگز نقش سیندرلایی را بازی نمی کنند، یعنی هیچ گاه برای فرار از وضعیت موجود منتظر شوهر و ازدواج نمی شوند. اگر ازدواج کند، معمولا خانه را به نحو احسن اداره می کند. برای هر کاری، از خرید گرفته تا شستشوی لباس و نظافت خانه، شیوه خاص خود را به کار می برد، مثلا در آشپزخانه همه چیز مرتب و در جای خود است. نیازی به آموختن نظم و ترتیب ندارد، زیرا سازماندهی خصیصه ذاتی اوست. زندگی با بودجه محدود و مصرف محافظه کارانه پول، برای زن آتنایی مسئولیتی هیجان انگیز است که او خوب از عهده اش برمی آید. می تواند آموزگاری عالی باشد، زیرا مسائل را به خوبی و روشنی توضیح می دهد. تبحر او شاید در مسائل پیچیده ای است که باید مرحله به مرحله توضیح داده شود. آموزگار آتنایی احتمالا سختگیر است، بهانه های مختلف شاگردان را قبول نمی کند و از آنها توقع زیادی دارد. به شگردان خوب و کوشا علاقه مند است و اکثر اوقات خود را با آنها می گذراند نه با آن دسته که عقب افتاده اند (برخلاف آموزگار دیمیتری که بیشتر کوشش خود را معطوف کسانی می کند که به او نیاز بیشتری دارند). صنعتگری ماهر است. ذهنیت تجاری دارد. رشته های مورد علاقه اش عموما آنهایی است که بر تفکری واضح و استفاده از شواهد تکیه دارد. در ریاضیات و علوم قوی است و شاید به رشته های تجارت، حقوق، مهندسی و یا پزشکی –حرفه هایی که سنتا از آن مردها بوده- وارد شود، جایی که او برغم تعداد قلیل زنان همکار احساس راحتی می کند.
روابط با زنان، دور یا از بین رفته: معمولا دوستان نزدیک مونث ندارد. آتنای جوان ناظری دور، منطقی و شکاک است. فقدان حس همدردی با دیگر دختران و یا نیاز او به برنده شدن دوستی را برای آتنا ناممکن می سازد. دوست زن آتنایی از اینکه می بیند پیروز شدن برای او بیش از دوستیشان اهمیت دارد، از رابطه دلسرد می شود. میل به برنده شدن و برتری در زن آتنایی گاه او را بر آن می دارد که دست به دامان نیرنگ و فریب نیز بشود. این جنبه از شخصیت او باعث نابودی روابطش می گردد. آتنا هیچ گاه احساس خواهرواری با زنان ندارد. او در نقش مدافع وضعیت کنونی پدریالاری و نیز در هئیت زنی همراه با مردان، موقعیت را برای مردان مخالف هموارتر می سازد. غالبا از زن شاکی خشمگین می شود و نه از مرد متجاوز و شاید هم زن مورد تجاوز را به این بهانه که خود او عامل اصلی بوده، مقصر تلقی کند.
روابط با مردان، فقط قهرمانان تشریف بیاورند: کشش زنان آتنایی به سوی مردان موفق است. در دانشگاهع به سوی ستاره کلاس گرایش پیدا می کنند و در محیط حرفه ای به سوی مردانی که در راه رشد و ترقیند و روزی در صدر شرکتی قرار خواهند گرفت، جذب می شوند. در این زنان غریزه ای زیرکانه برای نشان کردن برنده ها وجود دارد. آنها مجذوب قدرتند. برای زنان آتنایی "هوس انگیزترین عنصر، قدرت است". میانه خوبی با آدمهای ساده لوح ندارند. در برابر مردان رویایی و آنهایی که در پی اهدافی غیر از ارزشهای مادی هستند و نیز مردانی که به خاطر دلرحمی نمی توانند قاطعانه تصمیم بگیرند، کوچکترین حس همدردی و تحملی نشان نمی دهند. غالبا خود مرد زندگیش را برمی گزیند. همسر و همراه "مردی کبیر" بودن و فداکاری در حق او برای زن آتنایی به مفهوم احساس قدرت پیوند با مرد دلخواه است. زن آـنایی از مباحثه در باب فنون و تدابیر امور لذت می برد و دوست دارد از اسرار پنهان آگاه باشد.
امیال جنسی: زن آتنایی در قلمرو مغز و اندیشه زندگی می کند و غالبا از جسمش گسسته است. بدنش را ماشینی در خدمت خود می بیند و کاملا از آن بی اطلاع است، مگر اینکه این ماشین به دلایلی از کار بیفتد. معمولا او نه زنی حساس و شهوانی و نه عشوه گر و رمانتیک است. مردها را بیشتر در قالب دوستی یا استادی می پسندد و نه در قالب دلداده. او نیز همچون زنان آرتمیسی به حضور فعال کهن نمونه آفرودیت یا هرا نیازمند است تا جنسیتش بیان یک کشش شهوانی و یا وابستگی عاطفی گردد. در غیر این صورت، اعمال جنسی "بخشی از قرارداد" و ذاتی این رابطه بخصوص و یا فعالیتی برنامه ریزی شده و حساب شده است. زمانی که به دنیای فعالیتهای جنسی وارد شد، رموز عشقبازی را به شیوه ای ماهرانه فرا می گیرد. زن آتنایی که ازدواج هم کرده باشد اعمال جنسی را چون عملکرد بقیه اندامهایش می بیند، یعنی عملی مقرر که مفید هم هست و در ضمن بخشی از وظیفه زناشویی او محسوب می شود.
ازدواج: وصلت آنها بیشتر جنبه شراکت و همکاری دارد تا پیوندی عاشقانه و شورانگیز. در انتخاب همسر هوشیار است. خود نیز زنی حامی و به امور حرفه ای همسر علاقه مند است و در طرح و تدبیر روش پیشرفت و ترقی و انتخاب همکاران حرفه ای او شرکت می کند. در مواقع لزوم مانع از واکنشهای عجولانه و آنی همسر خود می شود. برازندگی در انظار عموم، پذیرایی از دوستان و همکاران شوهر و کمک به پایداری ارتباطات اجتماعی همسر است. او غالبا در امور خانه با نهایت کفایت عمل می کند. کنترل بودجه و وظایف دیگر هم برایش سهل است. مراقبت و پرورش فرزندان و یا وارثان را به عنوان بخشی از وظیفه زناشویی خود به عهده می گیرد. ارتباط کلامی زن آتنایی و همسرش در مورد وقایع معمولا بسیار عالی، اما ارتباط احساسی و عاطفی میانشان تقریبا هیچ است. زن آتنای و هرایی هردو به سوی مردانی چون زئوس که با نفوذ و پرقدرتند، کشیده می شوند، اما انتظارات و نوع پیوندشان متفاوت است. زن هرایی از مردش خدا می سازد و او را میئول ارضای خواستهای خود می داند. پیوند او با همسرش ریشه ای غریزی دارد. خیانت همسر مانند خنجری تا عمق وجود او را زخمی می کند، اما خشم و وواسش متوجه زن رقیب می شود. برخلاف هرا، زن آتنایی از حسادتهای جنسی بری است. او زناشوییش را شراکتی می داند که به نفع هر دو طرف است. معمولا بسیار وفادار است و از همسر نیز انتظار وفاداری دارد، اما خیانت جنسی را با عدم وفاداری یکی نمی داند. در ضمن برایش قبول این حقیقت مشکل است که گرایشی گذرا جایگزین او و رابطه اش شود. فقدان حسادت و خشم، همراه با انتخاب مردان با قدرت، خصوصیات زن آتنایی است. زن آتنایی تا جایی که پیوند ازدواجش پابرجاست، می تواند وجود معشوقه های شوهر را توجیه کرده، بپذیرد. زن آتنایی، چه خود طالب طلاق باشد و چه همسرش، با وضعیت خود به خوبی کنار می آید. زن آتنایی احساس نابودی و گمگشتگی نمی کند، حتی اگر شوهر او را به خاطر زنی دیگر رها سازد. احتمالا دوستی با همسر سابق را حفظ می کند و حتی ممکن است همچنان به شراکت حرفه ایشان ادامه دهند. ازدواجهایی که در آن هر دو همسر شاغل باشند، پدیده ای نسبتا جدید است. زنان آـنایی بیش از زنان دیگر در این ازدواجها موفق هستند، زیرا برنامه ریزی و پیگیری دو حرفه پرمشغله با اهدافی درازمدت و نیز تطبیق ساعات و برنامه ها با یکدیگر، در ضمن حفظ خانواده ای موفق و رو به ترقی، ذهنیتی آتنایی می طلبد.
فرزندان: مارد آتنایی بی صبرانه مشتاق رسیدن فرزندانش به سن بلوغ است تا بتواند با آنها صحبت کند، در انجام کارهای مورد علاقه شان به آنها یاری رساند و آنها را به جاهای دیدنی ببرد. او همچون دیمیتر "مادر زمینی" نیست که غریزه ای مادرانه دارد و می خواهد نوزادان را در آغوش گیرد و آرزو می کند هیچ گاه از آن حد بزرگتر نشوند. مادر آتنایی از داشتن فرزند پسر رقابتجو، برونگرا و تیزهوش و کنجکاو بسیار خرسند می شود. چنین پسرانی استعداد ذاتی او را که آموزش و راهنمایی و برانگیختن آنان در راه پیشرفت و ترقی است، شکوفا می کنند. مادر آتنایی با دخترش که مانند خود او مستقل و از ذهنیتی منطقی برخوردار است، رابطه خوبی دارد. به طور کلی زن آتنایی در رفتار با پسر و دختر خود که تحت تاثیر احساساتند، دچار مشکل می شود. البته این وضعیت برای فرزندانش مشکل تر است. مادر آتنایی از فرزندانش انتظار دارد مطابق دستورات او عمل کنند، در زندگی بر عواطف و احساسات فائق آیند و همچون خود او "سرباز خوبی" شوند.
میانسالی: پدیده یائسگی برای زن آتنایی هیچ گونه حزن و اندوهی به همراه ندارد، زیرا او هرگز هویت خود را فقط در مادر بودن نمی بیند. جوانی و زیبایی نیز عوامل ضروری ایجاد اعتماد به نفس در زن آتنایی نیست، بلکه هوش، کفایت و توانایی است که به او حرمت ذات می بخشد. از آنجا که او در میانسالی پرقدرت تر و بانفوذتر است، اعتماد به نفس و سلامت کلیش از هر زمان دیگر بیشتر می شود و این در حالی است که زنان دیگر به اضطراب پیری و از دست دادن جذابیت و زیبایی دچار می شوند.
کهنسالی: گذشت دهه های زندگی آبستن تغییرات چندانی برای زن آتنایی نیست. در تمامی دوران زندگی او زنی پرتوان و فعال است. او غالبا مدافع سازمانهای سنتی و نسبتا محافظه کار است. زن مزدوج قشر مرفه و میانه چارچوب اصلی کانونهای غیرانتفاعی و خدمات کلیسایی را تشکیل می دهد. زن آتنایی به هنگام بزرگ شدن فرزنان خود، آن گاه که هر یک در پی سرنوشت خویش خانه را ترک می کنند، به عزلت و غم نمی نشیند. رابطه با فرزندانش معمولا دوستانه و دلپذیر است. از آنجا که او از ابتدا آنها را به استقلال و خودبسندگی تشویق کرده، مزاحم زندگیشان نشده و مشوق حس وابستگی به خود رد آنها نبوده، فرزندان و نوه هایش نیز دچار مشکلی با او نمی شوند. گرچه او غالبا قادر به بیان احساسات خویش نیست، اما در حفظ ارتباطات خانوادگی و وقایع مربوط به خانواده کوشاست و تعطیلات و سنتهای خانوادگی را محترم می شمارد و تداوم می بخشد. بسیاری از زنان آتنایی در کهنسالی جز مهره های سرشناس اجتماعات خود می شوند. او بیوه ای است که امور مالیش را خود سر و سامان می بخشد، در بازار سهام سرمایه گذاری می کند و حرفه خانوادگی را به تنهایی ادامه می دهد. زن بیوه آتنایی معمولا تنها زندگی می کند و در خارج از خانه زندگی فعال و پرمشغله ای دارد.
مشکلات روانی: آتنای منطقی هرگز دچار گمگشتگی فکری و احساسی نشد و همیشه کنترل خویش را در دست داشت. او در "محدوده طلایی تعادل" زندگی کرد و درگیر عواطف و احساسات نامعقول نشد. او انعطاف ناپذیر بود، تحت تاثیر احساسات و عواطف غیرمنطقی قرار نمی گرفت و سنجیده و به دور از هیجان عمل می کرد. نه فدای احساسات دیگران می شود و نه قربانی عواطف خویش. 1- همسانی با آتنا: زیستن در "قالب آتنا" به معنای زیستن در گستره مغز با عملکردی هدفگراست. موجودیتی تک بعدی دارد، یعنی فقط برای کار زندگی می کند. با اینکه او از مصاحبت دیگران لذت می برد، اما از شور و شعف عاطفی و کشش شهوانی، صمیمیت و اشتیاق و سرخوشی زندگی محروم است. از لحظات ناامیدی و یاس و اندوه هم که موجب نزدیکی با دیگران و درک نیاز پیوند با آنها می شود، بی بهره است. او از درک عمیق احساسات دیگران و نیز تجربه های معنوی و عرفانی ناتوان می ماند و تحت تاثیر موسیقی و هنر که بیان شدت عواطفند، قرار نمی گیرد. او نهایت غرایز مادری، شهوانی یا زایشی را حس نمی کند. با واقف بودن بر این امر که آتنای وجود گستره تجربه های زندگی را محدود می کند و نیز با پذیرفتن دیگران و عقایدشان، می توان به تدریج به پرورش دیگر جنبه ها پرداخت. هنگامی که دیگران از عواطف و تجربیاتی صحبت می کنند که برایشان عمیقا اهمیت دارد ولی برای زن آتنایی ناشناخته است، او می تواند در به تصور درآوردن حال و احساسات آنها کوشش کند. 2- تاثیر مدوسایی: زن آتنایی قادر است دیگران را به نحوی تحت تاثیر قرار دهد که حس خود بودن و شعف و خودانگیختگی در آنها تقلیل پیدا کند، و این همان تاثیر مدوسایی است. به خاطر توجه بی حد به جزئیات و شواهد و نیاز به اصول منطقی و عقلانی، زن آتنایی می تواند یک گفتگوی پرشور را به گزارش بیروح جزئیات تبدیل کند و یا با بی اعتنایی و سردی خود از جوی صمیمی و پرشور، محیطی مصنوعی و رسمی بسازد. او قادر است در برابر مسائل پراهمیت اخلاقی و روحی دیگران کاملا بی احساس و خنثی عمل کند، نسبت به مشکلات ارتباطی انسانها انعطاف ناپذیر باشد و ضعفهای آنها را به باد انتقاد گیرد. چنین فقدان همدلی بسیار کشنده است. زندگیش خالی از نزدیکی و صمیمیت و خود نیز غالبا تنهاست. انعطاف ناپذیر است. زن آتنایی در صورت ناخشنودی از تاثیر مدوسایی خود بر دیگران می داند که او نیز چون آتنا قادر است به هنگام لزوم زره و سپر از تن به در کند و از این تاثیر به دور شود. سپر مدوساییش وقتی به کنار می رود که او دیگر بر مسند قضاوت دیگران نمی نشیند و به خود اجازه تایید و یا نفی رفتار، احساس و زندگی دیگران را نمی دهد. 3- تبحر، "از هر دری وارد می شود": زن آتنایی در رسیدن به هدف و یا در برخورد با مسایل دو پرسش "چگونه؟" و "آیا به نتیجه می رسد؟" را مطرح می کند و برای دستیابی به مقصود و یا شکست دادن حریف از خود "تبحر" نشان می دهد و حتی گاهی اصول اخلاقی را زیر پا می گذارد. آتنا با سوالهایی چون "آیا این عمل عادلانه است؟" و یا "این عمل اخلاقی است؟" به خود زحمتی نداد. آنچه از نظر او اهمیت داشت، این بود که چه تدبیری کاری است. جنبه منفی و تاریک زن آتنایی با این ویژگی او ارتباط پیدا می کند. در ارزیابی رفتار دیگران نیز کارایی شرط مورد نظر اوست. در ذات زن آتنایی نیست که دل نگران ارزشهای احساسی و اخلاقی خوب و بد و یا درست و غلط باشد. بحث و گفتگو درباره "اصول" یا نحوه رسیدن به هدف مطلوب نیز از نظر او بی اهمیت و غیرقابل درک است. برای او که طبیعتی آتنایی داشت، عواطف دیگران مهم نبود و حتی تحت تاثیر احساسات خود نیز قرار نمی گرفت.
طرق رشد و تحول: 1- چرخش به حیطه درون:همه صنعتها و هنرهای دستی (بافندگی، خیاطی کردن و سفالگری) می توانند به تمرکز شدیدا بیرونی او توازنی درونی بخشند. 2- بازیابی کودک درون: آتنا هرگز کودکی نکرد، بلکه در هیئت زنی بالغ به دنیا آمد. او باید کودکی را که هیچ گاه نبوده، در درون خود بازیابد و به او اجازه بیان دهد، کودکی که در برخورد با تجربیات تازه یا گیج و گنگ است و یا اینکه از خود شور و هیجان نشان می دهد. برای بازیابی کودک گمشده درون نیاز دارد بازی کند، بخندد، گریه کند و نوازش شود. 3- بازیابی مادر: زنان آتنایی از بسیاری جهات "بی مادرند" و نیازمند آن که مادر خود را بازیابند و برایش ارزش قائل شوند تا بتوانند به خود اجازه مادر بودن بدهند. زن آتنایی غالبا مادر خود را حقیر شمرده است. او باید تواناییهای مادر را از نو دریابد و جهات مشترک بین خود و او را شناسایی کند.
/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}