من طرفدار نیستم
درود بر شما.
از وقتی که یادم می آد تو خونمون اسم پرسپولیس بود. اغلب افراد فامیل هم طرفدار این تیم بودن. من هم طرفدارش شدم.دوره ی کودکی و نوجوانی من مصادف بود با زمانی که بازیکنان و مربی های خوبی در این تیم بودند و علاوه بر بازی های زیبا، نتایج خوبی هم کسب می کرد و معمولا رتبه های بالای جدول را به خود اختصاص می داد و افتخارات زیادی کسب کرد. اما روزگار همینطور نماند. چند سال اخیر این تیم خوب بازی نمی کند و نتایج بسیار ضعیفی هم کسب می کند و معمولا در جدول رده بندی رتبه ی خوبی نیز کسب نمی کند. خیلی ها که نامشان "طرفدار" است هنوز با اشتیاق به تماشای بازی های این تیم می نشینند و با آرزوی دیدن بازی زیبا و برد، دقایق زیادی از عمر خود را پای تلویزیون می گذرانند ولی همچنان خبری از نتایج خوب نیست. اما چون "طرفدار" هستند همچنان به تیم مورد علاقه شان متعهد مانده اند. و همچنان حرص می خورند و عذاب می کشند. هر فصل به امید عوض شدن مربی، تغییر بازیکنان، و سایر اتفاقات هستند. همواره بعد از باخت به زمین و زمان فحش می دهند. به داور، به فدراسیون، به مربی و بازیکن و... اما همچنان "طرفدار" هستند. وای بماند از آن عده ای که در سرما و گرما به استادیوم می روند تا بازی تیم محبوب خود را از نزدیک ببینند و همچنان و همچنان تیمشان بد بازی می کند و می بازد و ایشان همچنان "طرفدار" هستند!!!!!!!!!!!!!!!
راستی چرا طرفدار یک تیم می شویم؟ مگر نه اینکه باید بازی زیبا و بهتری نسبت به بقیه داشته باشد؟ مگر نباید نتایج بهتری کسب کند؟ آخر می شود از چیز بد و زشت خوشمان بیاید؟ راستی طرفداری یعنی چه؟ یعنی اینکه تیم من، تو خوب باشی، بد باشی، ببازی، ببری، اول بشی، آخر بشی، من همیشه و همه جا دوستت دارم! چرا؟ چرا اگر بد باشی و ببازی باید دوستت داشته باشم؟ مگر حقوق به من می دهی؟ نمی دانم مگر نفع خاصی برایم داری؟ چرا رهایت نمی کنم و از دیدن بازی یک تیم دیگر لذت نمی برم؟ چرا باید 90دقیقه عذاب بکشم و حالم بد بشود و جلوی دیگران به اصطلاح ضایع بشوم، چون دوباره باخته ای، اما رهایت نمی کنم؟!
زیاد درباره ی فوتبال حرف نزنم، چون از این بحث نیت دیگری دارم.
عزیزان ما در خیلی موارد اینگونه هستیم. طرفدار می شویم و بعد تا آخر متعهد می مانیم و می سوزیم و می سازیم و در جواب سایرین که چرا این چیز بد، زشت، ضعیف، ناجور، شکست خورده و... را رها نمی کنی، یک کلمه می گوییم که من طرفدارم و باید پای عقیده ام و انتخابم بمانم! چرا؟
دوستان من طرفدار نیستم. طرفدار هیچ چیز نیستم. خودم را به هیچ چیز و هیچ کس متعهد نمی دانم. چون برای خودم و آرامشم و رشدم ارزش قائلم. هرچیزی تا زمانی که خوب و موفق و زیبا هست، ازش لذت می برم و کنارش هستم. و آن چیز نیز موظف است اگر بودن من را می خواهد دائم در رشد و بهتر شدن خود تلاش کند. هر زمان که چیز بهتر و زیباتر و آرامش بخش تری پیدا شد، به سمت او می روم. دیگران هم با من همین کار را بکنند. من اگر دوست دارم، تو دوستم باشی و بمانی باید همواره سعی کنم که خوب و زیبا باشم و هر لحظه بهتر بشوم. هر زمان فردی بهتر از من پیدا شد، باید مرا رها کنی. اگر من نه تنها بهتر نشوم، که بدیهایی در من ببینی و فرد یا افراد بهتری نیز وجود دارند و تو همچنان "طرفدار" من بمانی، اشتباه کرده ای.
این مطلب در همه چیز مصداق دارد، همه چیز.
پاینده باشید. طرفدار نباشید.